ديگرى بوده و سپس از آن اصل به حرف فعلى يعنى همزه بدل شده باشد مانند كساء و حياء كه در اصل كساو و حياى بودهاند هنگام تثنيه در آن وجه جائز است :
1 - آوردن تثنيه آن با همزه .
2 - آوردن تثنيهاش با واو .
لذا در تثنيه اسماء مذكور مىگوئيم :
علباوان و علباآن ، كساوان و كساءان ، حياوان ، و حياآن .
ولى مصنّف در شرح كافيه گفته است :
در اسم ممدود اوّل كه همزهاش به منظور الحاق باشد ( علباء ) اعلالش ارجح از تصحيح بوده بدين ترتيب گفتن : علباآن بهتر از علباوان مىباشد ولى در اسم ممدود دوّم كه همزهاش بدل از واو يا ياء باشد امر به عكس است يعنى تصحيح آن بهتر و ارجح از اعلالش مىباشد از اينرو گفتن كساآن و حياآن بهتر است از كساوان و حياوان .
مصنّف گويد :
و غير آنچه ذكر شد را صحيح قرار بده و اعلال مكن .
شارح گويد :
مانند اسم ممدودى كه همزهاش اصلى باشد همچون : قرّاء كه در تثنيه آن مىگوئيم : قرّاآن ( دو قارى ) .
مصنّف گويد :
و آنچه شاذّ و نادر است برنقل از عرب منحصر مىشود .
شارح گويد :
يعنى هركلمهاى كه بر خلاف اين قواعد مذكور آمده باشد سماعى بوده و برنقل از عرب بايد اكتفاء شود چنانچه اهل لسان در تثنيه : خوزلى ( نوعى از راه رفتن ) خوزلان و در حمراء ، حمرايان و در عاشوراء ، عاشوراءان و در كساء كسايان و در قرّاء ، قرّاوان مىگويند در حالى كه قياس و قاعده مقتضى است در آنها بگوئيم :
خوزليان و حمراوان و عاشوران و كساوان يا كساءآن و قرّاءان .
امّا در خوزلى بخاطر آنكه گفتيم در هراسم مقصور زائد برسه حرف الفش در وقت تثنيه قلب بياء مىشود .
و امّا در حمراء جهتش آنست كه گفتيم قاعده در هراسم ممدودى كه همزهاش بدل از الف تأنيث باشد اينست كه وقت تثنيه همزهاش بدل به واو مىشود .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1829
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٢٩