تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1822

مساهمون:

ص١٨٢٢
ضابط و قاعده اسم مقصور و ممدود بيان شد اينك مىگوئيم : هراسمى كه فاقد نظير بوده و معذلك مقصور و يا ممدود باشد لازمست آن را برنقل از عرب حمل نمود مانند كلمه « حجى » با الف مقصوره يعنى عقل و « حذاء » با الف ممدوده يعنى كفش . چه آنكه هيچيك از ايندو داراى اسم صحيح كه با آنها مناظر بوده نمىباشند . مصنّف گويد : و مقصور نمودن اسم ممدود از جهت اضطرار امرى است اجماعى ولى عكس آن مورد اختلاف مىباشد . شارح گويد : مقصور نمودن اسم ممدود در مورد اضطرار همچون قول شاعر :
لا بدّ من صنعا و ان طال السّفر * و ان تحنّى كلّ عود و دبر
يعنى : ناچاريم از رفتن به صنعا اگر چه سفرمان به طول بكشد و اگر چه خم شود كمر هرشتر پيرى و هرشتر زخمدارى . شاهد در « صنعا » است كه اسم ممدود بوده ولى شاعر از باب ضرورت شعرى آن را مقصور آورده . بهر صورت همان طورى كه مصنّف گفته مقصور كردن ممدود در مورد اضطرار باجماع علماء جايز است ولى عكس آن‌كه مقصور را ممدود بخوانيم بين علماء اختلاف است : اهل بصره آن را ممنوع دانسته ولى كوفيّون به جوازش قائل شده‌اند و دليل آنها قول اعرابى است كه گفته :
يا لك من تمر و من شياء * ينشب فى المسعل و اللّهاء
يعنى : به فرياد من برسيد ، متعجّبم از خرما و غوره خرماى هسته نبسته كه در ميان حلق‌بند شده و گير مىكند . شاهد در « اللّهى » است كه مقصور بوده و شاعر به جهت ضرورت شعرى آن را ممدود آورده است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1822 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى