مانند : فعل و فعل در جمع اسمى كه بروزن فعله و فعله مىآيد مثل دماء .
شارح گويد :
مثال اسم مقصور همچون :
1 - وزن فعل جمع فعله ( بكسر فاء ) مثل : مرى جمع مريه ( جدال ) .
2 - وزن فعل جمع فعله ( بضمّ فاء ) مانند : دما جمع دميه ( يعنى عاج و دندان فيل ) .
چنانچه ملاحظه مىكنيم دو كلمه : مرى و دما معتل الآخر بوده و هركدام در بين اسماء صحيح نظير دارند چه آنكه نظير مرى ، قرب جمع قربه ( ظرف آب ) بوده و نظير دما ، قرب جمع قربة ( نزديكى ) مىباشد .
قياس و قاعده در اسم ممدود
مصنّف گويد :
و هراسمى كه استحقاق داشته باشد قبل از آخرش الف درآيد حتما در نظيرش الف ممدوده وجود دارد .
شارح گويد :
مراد مصنّف اينست كه : هراسم صحيحى كه قبل از آخرش الف باشد بطور حتم و يقين در نظيرش از اسماء معتلّ الف ممدود وجود دارد و اين قاعده اسماء ممدود مىباشد .
مصنّف گويد :
مانند مصدر فعلى كه به همزه وصل آغاز شده مثل : ارعوى و ارتأى .
شارح گويد :
مصدر « ارعوى » ، ارعواء ( حفظ نمودن ) بوده و مصدر « ارتأى » ، ارتياء ( محكم نمودن ) مىباشد چه آنكه نظير « ارعواء » احمرار و نظير « ارتياء » اقتدار مىباشد .
و مانند : استقصاء ( جستجو كردن ) زيرا نظيرش استخراج مىباشد .
مصنّف گويد :
و اسمى كه فاقد نظير است و در عين حال مقصور و يا ممدود مىباشد از عرب نقل شده مانند : حجى و حذاء .
شارح مىگويد :