تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1802

مساهمون:

ص١٨٠٢
و از « فعيل » همچون « قبيل » غالبا تاء ممتنع بوده مشروط باينكه از موصوفش تبعيّت كند . شارح گويد : مقصود اينست كه : وصفى كه بروزن فعيل به معناى مفعول است همچون قتيل غالبا ممتنع است تاء تأنيث به خود بگيرد مشروط باينكه موصوفش در كلام مذكور باشد مانند : رجل قتيل ( مردى كشته شده ) و امرئة قتيل ( زنى كشته شده ) . و چنانچه ملاحظه مىكنيم مذكّر و مؤنّث آن يكسان بوده و در هردو بدون تاء ذكر شده است . و اينكه در برخى عبارات به مؤنّث اين وصف تاء ملحق شده همچون : ملحفة جديدة ( ملافه‌اى نو و تازه ) . نادر و كمياب مىباشد . و بهرحال در صورتى كه اين وصف ( فعيل ) به معناى فاعل بوده يا موصوفش در كلام مذكور نباشد يعنى از معناى وصفيّت مجرّد و برهنه بيايد البتّه « تاء » به آن ملحق مىگردد مانند : امرئة وجيهة ( زنى زيبا ) . در اين مثال « وجيهة » به معناى فاعل است لذا تاء به آن ملحق گرديده است . و نظير : ذبيحة ( سر بريده شده ) . چون موصوف آن مذكور نيست تاء را قبول كرده است . و همچنين است كلمه « نطيحة » يعنى حيوانى كه بواسطه جراحت مرده است . چه آنكه چون موصوف اين صفت مذكور نيست تاء را قبول كرده است تا بدينوسيله معلوم شود موصوفش مؤنّث مىباشد . متن : « 763 »
و ألف التّأنيث ذات قصر * و ذات مدّ نحو أنثى الغرّ
تجزيه و تركيب واو : استينافيّه . الف : اسم ، مضاف ، مبتداء . التأنيث : مضاف اليه .