تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1797

مساهمون:

ص١٧٩٧
و همچنين براى تأكيد مبالغه مىآيد مانند : نسّابه ( بسيار بسيار عالم به علم نسب ) . و نيز براى تأكيد تأنيث آيد مثل : نعجة ( گوسفند ماده حتما ) . و همچنين براى تعريب ( عربى نمودن كلمه ) مىآيد همچون : كيالجه ، چه آنكه اين كلمه جمع كيلجه بوده و آن بدون تاء لفظ عجمى بوده و وضع شده است براى نوعى از آلت كيل و وزن منتهى اعراب وقتى آن را استعمال كردند در مفرد و جمع « تاء » آوردند تا بدينوسيله بفهماند اين كلمه عربى گرديده است . و نيز گاهى آن را عوض از فاء الفعل محذوف مىآورند نظير : عدة كه در اصل « وعد » بوده ، سپس فاء الفعل يعنى « واو » را حذف كرده و بجاى آن « تاء » به آخرش ملحق كرديم . چنانچه گاهى آن را عوض از عين الفعل محذوف مىآورند مانند : اقامه ، اين كلمه در اصل اقوام بروزن « افعال » بوده سپس « واو » را حذف كرده و عوض از آن « تاء » به آخرش ملحق نمودند . و در پاره‌اى اوقات آن را عوض از لام الفعل محذوف مىآورند مثل : سنة كه در اصل « سنو » بود و پس از حذف « واو » يعنى لام الفعل « تاء » را عوض آن آوردند . و نيز گاهى آن را عوض از حرف زائدى مىآورند كه حرف مزبور به منظور افاده معنائى به كلمه اضافه شده همچون : اشعثى و اشاعثة . شاهد در « تاء » اشاعثة است چه آنكه مفرد آن « اشعثىّ » با ياء نسبت بوده كه ياء از حروف زوائد و به منظور افاده نسبت آورده شده و در جمعش پس از حذف آن بجايش « تاء » افزوده شده است . چنانچه گاهى حرف زائد به منظور افاده معنائى نيست در اين فرض نيز اگر آن را حذف نموديم « تاء » عوضش آورده مىشود مانند : زنديق و زنادقه . كلمه « زنادقه » جمع « زنديق » است و « ياء » در آن زائد بوده ولى به منظور افاده معنائى نيست حال آن را در جمعش يعنى « زنادقه » حذف كرده و چنانچه مشاهده مىشود بجايش « تاء » در آخر كلمه اضافه نموده‌ايم . و همچنين « تاء » را عوض از تشديد و تضعيف باب تفعيل گاهى قرار مىدهند همچون تزكيّة كه على القاعده بايد تزكىّ ( بتشديد ياء ) گفته شود ولى تشديد را حذف و بجاى آن تاء به آخرش ملحق نموده‌اند . قوله : و لذلك : يعنى و بخاطر فرع بودن تأنيث نسبت به تذكير .