تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1753

مساهمون:

ص١٧٥٣
شارح گويد : لفظ « احد » در حالى كه مذكّر است را به « عشر » بدون تاء وصل كرده و با آن تركيب نما و آخر هردو را فتحه داده و آن را براى شمردن معدود مذكّر به كار ببر مثل : رأيت احد عشر كوكبا ( ديدم يازده ستاره ) . در اين عبارت « دال » از « احد » و « راء » از « عشر » مفتوح است و چنانچه مىبينم معدود اين عدد مركّب يعنى « كوكبا » مذكّر مىباشد . مصنّف گويد : و در وقتى كه معدود مؤنّث باشد بگو : احدى عشرة . شارح گويد : و اگر معدود عدد يازده مؤنّث باشد هردو جزء اين عدد را مؤنّث بايد آورد يعنى مىگوئيم : احدى عشرة مانند : عندى احدى عشرة امرأة ( نزد من است يازده زن ) . ولى برخى از ادباء گفته‌اند : الف در « احدى » براى الحاق است نه تأنيث . مصنّف گويد : ادباء از بنى تميم نقل كرده‌اند كه « شين » در « عشر » مكسور است . شارح گويد : در شين از « عشره » سه لغت مىباشد : الف : از اهل حجاز نقل شده كه آن را ساكن مىخوانند . ب : از قبيله بنى تميم روايت شده كه آن را مكسور قرائت مىكنند . ج : از برخى ديگر منقولست كه « شين » را بايد مفتوح خواند . مصنّف گويد : آنچه با كلمه‌اى كه با غير « احد » و « احدى » همراه است انجام مىدهى همان را با آن كلمه در صورتى كه با ايندو همراه شود انجام بده . شارح گويد : مقصود اينست كه اگر غير « احد » و « احدى » يعنى ثلاثة و اربعة و خمسة تا تسعة كلمه‌اى همراه بود يعنى لفظ « عشر » مىبايد از حيث تذكير و تأنيث همان عملى