شارح گويد :
لفظ « احد » در حالى كه مذكّر است را به « عشر » بدون تاء وصل كرده و با آن تركيب نما و آخر هردو را فتحه داده و آن را براى شمردن معدود مذكّر به كار ببر مثل : رأيت احد عشر كوكبا ( ديدم يازده ستاره ) .
در اين عبارت « دال » از « احد » و « راء » از « عشر » مفتوح است و چنانچه مىبينم معدود اين عدد مركّب يعنى « كوكبا » مذكّر مىباشد .
مصنّف گويد :
و در وقتى كه معدود مؤنّث باشد بگو : احدى عشرة .
شارح گويد :
و اگر معدود عدد يازده مؤنّث باشد هردو جزء اين عدد را مؤنّث بايد آورد يعنى مىگوئيم :
احدى عشرة مانند :
عندى احدى عشرة امرأة ( نزد من است يازده زن ) .
ولى برخى از ادباء گفتهاند :
الف در « احدى » براى الحاق است نه تأنيث .
مصنّف گويد :
ادباء از بنى تميم نقل كردهاند كه « شين » در « عشر » مكسور است .
شارح گويد :
در شين از « عشره » سه لغت مىباشد :
الف : از اهل حجاز نقل شده كه آن را ساكن مىخوانند .
ب : از قبيله بنى تميم روايت شده كه آن را مكسور قرائت مىكنند .
ج : از برخى ديگر منقولست كه « شين » را بايد مفتوح خواند .
مصنّف گويد :
آنچه با كلمهاى كه با غير « احد » و « احدى » همراه است انجام مىدهى همان را با آن كلمه در صورتى كه با ايندو همراه شود انجام بده .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اگر غير « احد » و « احدى » يعنى ثلاثة و اربعة و خمسة تا تسعة كلمهاى همراه بود يعنى لفظ « عشر » مىبايد از حيث تذكير و تأنيث همان عملى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1753
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٥٣