تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1218

مساهمون:

ص١٢١٨
ترجمه و شرح

فصل شرح احكام مضاف به ياء متكلّم

شارح گويد : رأى صحيح و نظر صواب آنست كه مضاف بياء متكلّم معرب مىباشد اگرچه اعرابش ظاهر نميشود . ابن خشاب و جرجانى در اين حكم مخالف بوده و گفته‌اند مبنى مىباشد زيرا به كلمه غير متمكّن يعنى « يا » اضافه شده و از آن كسب بنا مىكند . ولى همان طورى كه اشاره نموديم حق همان است كه آن را معرب بدانيم و دليل ما براين ادّعاء آنست كه اگر مجرّد اضافه شدن به كلمه مبنى موجب بناء مضاف گردد پس مىبايد در سه مورد ذيل نيز مضاف را مبنى بدانيم در حالى كه اينطور نيست : الف : كلمه‌اى كه به « كاف » اضافه شود مانند : جائنى غلامك . ب : كلمه‌اى كه به « هاء » اضافه شود مثل : جائنى غلامه . ج : تثنيه‌اى كه به « ياء » اضافه شود نظير : جائنى غلاماى . چه آنكه در سه مثال غلام مرفوع مىباشد و ابدا از مضاف اليه مبنى كسب بنا نكرده . و نيز برخى ديگر از ادباء در اين حكم مخالف بوده و گفته است : مضاف بياء متكلّم نه مبنى است و نه معرب : امّا مبنى نيست زيرا هيچ شباهتى به مبنيّات ندارد . و امّا معرب نيست بخاطر آنكه حركت آخرش هيچگاه تغيير نمىكند و پيوسته در هرسه حالت رفعى و نصبى و جرّى يكسان خوانده مىشود يعنى مىگوئيم : جائنى غلامى ( حالت رفعى ) . رأيت غلامى ( حالت نصبى ) . مررت بغلامى ( حالت جرّى ) . مصنّف گويد : آخرين حرف از كلمه‌اى كه به ياء اضافه شده واجب است كسره داده شود به شرطى كه معتلّ مانند : رام و قذى يا همچون ابنين و زيدين نباشد . مؤلّف گويد : مقصود از « معتلّ » كلمه‌اى است كه آخرش الف يا ياء و يا واو بوده و پيش از اين