تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1573

مساهمون:

ص١٥٧٣
مقصود اينست كه معمول اسماء افعال را نمىتوان برنفس اين اسماء مقدّم داشت ، البتّه كسائى در اين حكم مخالفت نموده و تقديم معمول را برآنها تجويز كرده است بنابراين بگفته وى عبارت زيدا رويد صحيح مىباشد . مصنّف گويد : حكم كن به نكره بودن اسم فعلى كه تنوين دارد و معرفه بودن غير آن آشكار مىباشد . شارح گويد : مقصود اينست كه : اسماء اوّل بردو دسته‌اند : الف : آنهائى كه تنوين دارند اعمّ از انكه تنوين براى آنها الزامى و ضرورى باشد مانند : واها ، ويها يا اينطور نبوده و وجود تنوين لزومى نداشته باشد همچون : صه و مه . ب : آنهائى كه اصلا بدون تنوين استعمال مىشوند نظير : رويد ، بله ، حيهل و شتّان . دسته اوّل نكره بوده و دسته دوّم معرفه مىباشند .

اسماء اصوات

مصنّف گويد : و آنچه بواسطه‌اش غير ذوى العقول را مورد خطاب قرار داده و شباهت باسم فعل دارند اسم صوت مىباشد . و همچنين كلمه‌اى كه بواسطه‌اش صدائى حكايت مىشود مانند : قب اسم صوت تلقّى مىگردد . شارح گويد : مراد اينست كه : اسم صوت بردو قسم است : الف : اسمى كه شبيه باسم فعل بوده و بواسطه‌اش غير ذوى العقول يا آنچه در حكم آن است همچون اطفال انسانى را مورد خطاب قرار مىدهند چنانچه براى زجر و بازداشتن اسب از حركت مىگويند : هلا هلا . و براى زجر و نگه‌داشتن قاطر مىگويند : عدس .