مقصود اينست كه معمول اسماء افعال را نمىتوان برنفس اين اسماء مقدّم داشت ، البتّه كسائى در اين حكم مخالفت نموده و تقديم معمول را برآنها تجويز كرده است بنابراين بگفته وى عبارت زيدا رويد صحيح مىباشد .
مصنّف گويد :
حكم كن به نكره بودن اسم فعلى كه تنوين دارد و معرفه بودن غير آن آشكار مىباشد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه : اسماء اوّل بردو دستهاند :
الف : آنهائى كه تنوين دارند اعمّ از انكه تنوين براى آنها الزامى و ضرورى باشد مانند :
واها ، ويها يا اينطور نبوده و وجود تنوين لزومى نداشته باشد همچون :
صه و مه .
ب : آنهائى كه اصلا بدون تنوين استعمال مىشوند نظير :
رويد ، بله ، حيهل و شتّان .
دسته اوّل نكره بوده و دسته دوّم معرفه مىباشند .
اسماء اصوات
مصنّف گويد :
و آنچه بواسطهاش غير ذوى العقول را مورد خطاب قرار داده و شباهت باسم فعل دارند اسم صوت مىباشد .
و همچنين كلمهاى كه بواسطهاش صدائى حكايت مىشود مانند : قب اسم صوت تلقّى مىگردد .
شارح گويد :
مراد اينست كه : اسم صوت بردو قسم است :
الف : اسمى كه شبيه باسم فعل بوده و بواسطهاش غير ذوى العقول يا آنچه در حكم آن است همچون اطفال انسانى را مورد خطاب قرار مىدهند چنانچه براى زجر و بازداشتن اسب از حركت مىگويند : هلا هلا .
و براى زجر و نگهداشتن قاطر مىگويند : عدس .