ضمير تكلّم ( كمثل نحن العرب أسخى من بذل ) و قد يكون ضمير خطاب ، نحو « بك اللّه نرجو الفضل » .
ترجمه و شرح
فصل مبحث اختصاص
مصنّف گويد :
اختصاص همچون منادائى است كه ياء نداشته باشد نظير « ايّها الفتى » كه بدنبال ارجونى آورده شود و بگوئيم : ارجونى ايّها الفتى .
شارح گويد :
اختصاص از نظر لفظ با منادى شباهت داشته ولى چون بدون « ياء » آورده مىشود از اين حيث با آن مخالفت دارد .
و نيز بر خلاف منادى در اوّل كلام نمىآيد و اين وجه ديگرى است براى مخالفتش با منادى
سپس شارح گويد :
اگر اختصاص دو لفظ « ايّها » و « ايّتها » باشند حكمشان اينست كه همان طورى كه در نداء استعمال مىشوند بايد استعمال گردند يعنى حركتشان ضمّه بوده و لازم است براى آن صفتى كه معرّف بالف و لام بوده و مرفوع مىباشد را بياورند مانند كلمه « ايّها الفتى » كه بدنبال ارجونى آورده شده و بگوئيم : ارجونى ايّها الفتى ( اميدوار كن مرا اختصاص مىدهم تو جوان را به اين حكم ) .
و نيز نظير :
اللّهمّ اغفر لنا ايّتها العصابة ( بار خدايا بيامرز ما را ، ما طائفه را ) .
مصنّف گويد :
و گاهى ديده شده كه اختصاص بدون كلمه « اىّ » بوده و بعد از الف و لام قرار گرفته است مانند : نحن العرب اسخى من بذل .
شارح گويد :
يعنى گاهى اوقات اختصاص بدون اىّ و در عين حال بعد از الف و لام قرار مىگيرد و در اين هنگام منصوب استعمال مىشود .
البتّه در چنين وقتى شرط است اسمى كه به معناى آن است مقدّم برآن گردد و