يبكيك ناء بعيد الدّار مغترب * يا للكهول و للشّبّان للعجب
يعنى : كسى كه دور است و خانهاش نيز دور است برتو مىگريد ، وى در غربت است اى پيران و اى جوانان بيائيد نزد من از اين امر عجيب .
شاهد در « لام » برسر « الشّبّان » است كه چون « يا » در ابتداء آن تكرار نشده مكسور گرديده است .
مصنّف گويد :
لام استغاثه بجاى الف استغاثه مىباشد .
شارح گويد :
منظور اينست كه علامت استغاثه دو حرف بوده ، يكى « لام » و ديگرى « الف » .
الف را در آخر مناداى مستغاث آورده و لام را در ابتداء آن .
البتّه بايد توجّه داشت كه جمع بين ايندو جايز نيست بلكه هرگاه الف به منادى ملحق شود لام ساقط مىگردد مانند آنچه در قول شاعر آمده :
يا يزيدا لآمل نيل عزّ * و غنى بعد فاقة و هوان
يعنى : اى يزيد به فرياد كسى برس كه آرزوكننده است رسيدن به عزّت و مال را بعد از فقر و خوارى كه در او است .
شاهد در « يزيدا » است كه با داشتن الف استغاثه « لام » برسرش داخل نگشته است .
چنانچه با بودن « لام » الف ساقط گرديده و بمنادى ملحق نمىشود چنانچه در امثله قبل گذشت و گاه باشد كه هيچيك از « لام » و « الف » در مناداى مستغاث يافت نمىشوند مانند آنچه در قول شاعر آمده :
ألا يا قوم للعجب العجيب * و للغفلات تعرض للأريب
يعنى : آگاه باشيد اى قوم من و بفرياد رسيد و حاضر شويد امر تعجّب كرده شده و غفلتها و نادانيهائى را كه عارض مىشود برمرد عاقل .
شاهد در « يا قوم » است كه مناداى مستغاث بوده و معذلك از « لام » و « الف » خالى است .
مصنّف گويد :
و مانند مستغاث است اسمى كه داراى معناى تعجّب باشد .
شارح گويد :