امّا وجه مفتوح بودن لامى كه برسر مستغاث در مىآيد ، جهت آن اينست كه :
در ابتداء مستغاث لاجله نيز لام داخل كرده ولى آن را مكسور استعمال مىنمايند لذا بخاطر فرق بين مستغاث و مستغاث لاجله و اينكه در صورت حذف مستغاث لاجله ايندو با هم مشتبه نشوند لام مزبور را مفتوح كردهاند مانند :
يا للمرتضى ( اى مرتضى بفريادم برس ) .
مصنّف گويد :
و نيز لام استغاثه را فتحه بده در صورتى كه برسر مستغاثى درآمده كه برمستغاثى ديگر معطوف باشد مشروط باينكه « ياء » را تكرار نموده باشى .
شارح گويد مانند آنچه در قول شاعر آمده :
يا لقومى و يا لا مثال قومى * لا ناس عتوّهم فى ازدياد
يعنى : اى قوم من و اى كسانى كه در عصبيّت و شجاعت مثل قوم من هستيد بفرياد من رسيد از جهت شرّ مردمانى كه سركشى و تعدّى ايشان روزبروز و ساعت بساعت رو به فزونى است .
شاهد در « لامثال » است كه بخاطر عطف بر « لقومى » و تكرار « يا » لام استغاثه را مفتوح آوردهايم ولى لامى كه برسر مستغاث لاجله يعنى « اناس » داخل شده مكسور مىباشد .
مصنّف گويد :
لام مزبور در غير آنجائى كه ذكر شد مكسور مىآيد .
شارح گويد :
غير مورد مذكور دو جا است :
الف : برسر مستغاث من اجله مانند آنچه در قول قيس بن ذريح محاربى آمده :
تكنّفنى الوشاة فأزعجونى * فيا للّه للواشى المطاع
يعنى : سخنچينان من را در ميان گرفتند و از جاى خود بيرون بردند پس اى خدا بفرياد من برس از دست سخنچينى كه اين صفت دارد اطاعت كرده شده است .
شاهد در مكسور بودن « لام » برسر « الواشى » است كه مستغاث من اجله مىباشد .
ب : در ابتداء مستغاثى كه برسر مستغاث ديگر عطف شده بدون تكرار « يا » كه حرف نداء مىباشد مانند آنچه در قول شاعر آمده :