مشروط باينكه مضاف به ياء يعنى در حقيقت مضاف اليه منادى يا كلمه « امّ » بوده و يا « عمّ » باشد مانند :
يا ابن امّ ( بفتح ميم ) يا ابن امّ ( بكسر ميم ) يا ابن امّى ( بثبوت يا ) .
و نظير :
يا ابن عمّ « بفتح ميم » يا ابن عمّ « بكسر ميم » يا ان عمّى ( بثبوت يا ) .
امّا جريان و استمرار كسره در آن بخاطر اينست كه بدين وسيله برحذف ( ياء ) دلالت مىشود .
و امّا جريان و استمرار فتحه در آن به جهت آنست كه بدين ترتيب دلالت مىشود برحذف الف منقلب از ياء .
البتّه اثبات ياء شاذّ و نادر است مانند آنچه در قول ابى زبيد طائى آمده :
يا ابن امّى و يا شقيق نفسى * انت خلّيتنى لدهر شديد
يعنى : اى پسر مادر من و اى برادر جانى من تو من را واگذاردى از براى روزگارى كه سخت و ناملايم است .
شاهد در ثبوت « ياء » در « امّى » است .
و نيز اثبات الف منقلب از ياء نيز شاذّ و نادر است مانند آنچه در قول ابو النجم عجلى آمده :
يا ابنة عمّا لا تلومى و اهجعى * فليس يخلو منك يوما مضجعى
يعنى : اى دختر عموى من ، مرا ملامت و سرزنش مكن و همخوابه من باش ، پس خالى نباشد خوابگاه من يك روز از تو .
شاهد در « عمّا » است كه الف در آن ثابت مانده و حذف نشده .
و بايد توجّه داشت كه « ياء » در غير دو موردى كه ذكر نموديم حذف نمىشود .
مصنّف گويد :
در مقام نداء ابت و امّت وارد شده است ، تاء آنها را كسره يا فتحه بده و تاء عوض است از ياء .
شارح گويد :
دو كلمه « ابت » و « امت » با تاء تأنيث در مقام نداء وارد شدهاند ، تاء را در ايندو به دو وجه مىتوان خواند .
الف : مكسور .