ترجمه و شرح
فصل مبحث مناداى مضاف به ياء متكلّم و احكام آن و حكم مضاف به مضاف بياء متكلّم
مصنّف گويد :
قرار بده مناداى صحيح را در صورتى كه بياء اضافه شود همچون عبدِ ، عبدي ، عبدَ ، عبدا ، عبديا .
شارح گويد :
مقصود آنست كه هراسم صحيحى كه بياء متكلّم اضافه شده و منادى قرار بگيرد مانند : يا غلامى و يا ظبيبى در آن پنج وجه جايز است به اين شرح :
1 - آنكه ياء را حذف كرده و كسره را باقى گذارده تا دلالت برياء محذوفه نمايد و اين بهترين وجوه پنجگانه است مانند : يا غلام و يا عبدى .
2 - آنكه ياء را بطور ساكن باقى بگذارى مانند : يا غلامى و يا عبدى
و اين بهترين وجوه پنجگانه است بعد از اوّل .
3 - آنكه كسره ما قبل ياء را به فتحه بدل كرده و سپس ياء را بالف و پس از آن الف را حذف كنى مانند : يا غلام و يا عبد .
4 - و بهتر از آن اينست كه الف را حذف نكرده بلكه بگوئى ، يا غلاما و يا عبدا .
5 - و بهتر از آن اينست كه ياء را مفتوحا آورده و بگوئى : يا غلامى و يا عبدى .
مصنّف در شرح كافيه وجه ششمى را ذكر كرده و آن اينست كه از اضافه منادى به ياء در لفظ تنها به نيّت آن اكتفاء كرده و منادى را مضموم بياوريم همان طورى كه مفرد معرفه و نكره مقصوده را مضموم قرار مىدهند و از همين باب است آيه شريفه :
ربّ السّجن احبّ الىّ ( پروردگارا زندان نزد من بهتر است ) .
شاهد در « ربّ » است كه در نيّت : يا ربّى بوده و چون در لفظ « ربّ » را به « ياء » اضافه نكردهايم بلكه آن را مفرد از اضافه قرار دادهايم لذا مبنى برضمّ خوانده شده است .
مصنّف گويد :
فتحه و كسره و حذف ياء در مثل « يا ابن امّ » و « يا ابن عمّى » جارى مىباشد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه هريك از فتح و كسر و حذف ياء كه در مناداى مضاف بياء متكلّم جايز بود عينا در منادائى كه به مضاف بياء متكلّم اضافه شده جارى مىباشد