يعنى : آيا چشم نمىدوزى به مكان سهيل و نمىبينى طلوعش را در حالى كه ستارهاى است درخشان همچون آتشى شعلهور .
سپس مصنّف گويد :
و اگر « اذ » تنوين داده شود محتمل است كه مفرد آورده شود .
شارح گويد :
ضمير نائب فاعلى در « ينوّن » به « اذ » راجع مىباشد .
قابل توجّه آنكه وقتى « اذ » را تنوين دهند ذال آن را بايد كسره داد زيرا بين ذال و تنوين حالت التقاء ساكنين پيش مىآيد لذا قاعده آنكه كسره دادن اوّلى است جارى شده و بدين ترتيب ذال مكسور مىگردد .
و بهرحال در صورتى كه « اذ » با تنوين ذكر شود محتمل است آن را از اضافه منقطع و مفرد آورده و تنوين را عوض از مضاف اليه قرار دهيم مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده :
و انتم حينئذ تنظرون ( شما در اين هنگام مىنگريد ) .
شاهد در « حينئذ » است كه « حين » به « اذ » اضافه شده و « اذ » تنوين گرفته لذا محتمل است تنوين عوض از مضاف اليه محذوف باشد و تقدير آن چنين است :
و انتم حين اذ كان كذا .
سپس مصنّف گويد :
و آنچه از نظر معنا همچون « اذ » مىباشد جايز است اضافه شود مانند :
حين جاء نبذ .
شارح گويد :
مقصود اينست كه كلماتى كه در معنا نظير « اذ » هستند يعنى هراسم زمان مبهمى كه ظرف ماضى باشد مانند « اذ » جايز است بهردو قسم از جمله ( جمله اسميّه و جمله فعليّه ) اضافه شود مانند :
حين جانبذ ( زمانيكه آمد سرافكنده بود ) .
شاهد در « حين » است كه مانند « اذ » بوده لذا در اين مثال به جمله فعليّه اضافه شده .
و نظير :
جئتك حين الحجّاج امير ( آمدم نزد تو در وقتى كه حجّاج امير بود ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1166
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦٦