همان طورى كه مصنّف گفته است براى « اىّ » غير آنچه ذكر شد را اگر بخواهيم صفت بياوريم مقبول واقع نشده و برقائلش ردّ مىكنند .
مصنّف گويد :
و اسم اشاره در نياز داشتن به صفت همچون « اىّ » مىباشد مشروط باينكه نياوردن صفت ما را به اشتباه بياندازد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه : همان طورى كه « اىّ » محتاج است به صفتى كه بعدش بطور مرفوع ذكر شود ، اسم اشاره نيز به چنين صفتى نيازمند است .
البتّه اين حكم در صورتى است كه ترك صفت موجب اشتباه و مطّلع نشده برقصد متكلّم گردد ولى اگر نياوردن صفت باعث اشتباه نگردد جايز است صفت را به حالت منصوب آورد .
قابل توجّه آنكه صفتى را كه براى اسم اشاره مىآورند تنها كلمهاى است كه محلّى بالف و لام مىباشد و از اين نظر با « اىّ » فرق دارد زيرا صفت « اىّ » همان طورى كه گفتيم غير از كلمه الف و لامدار گاهى اسم موصول و زمانى اسم اشاره نيز مىباشد ولى اينجا چنين نيست .
مصنّف گويد :
و در مثل : يا سعد سعد الاوس لفظ دوّمى منصوب بوده و اوّلى را اگر مضموم يا مفتوح نمائى بصواب رفتهاى .
شارح گويد :
مقصود اينست كه در هرمثال و عبارتى كه منادى مضاف و مضاف اليه بوده و مضاف تكرار شده باشد دوّمى قطعا منصوب بوده و در اوّلى دو وجه جايز است :
الف : ضمّه .
ب : نصب به فتحه .
مانند : يا سعد سعد الاوس .
و نظير آنچه در قول عبد اللّه بن رواحه انصارى آمده :
يا زيد زيد اليعملات الذّبل * تطاول اللّيل عليك فانزل
يعنى : اى زيد صاحب شتران قوى و نيكو رفتار و باريكميان طول كشيد برتو شب و گذشت بسيارى از آن ، پس فرود آى .