ولى از باب ضرورت تنوين نصب گرفته است .
ولى اوّل كه ضمّه باشد اولى از نصب است مشروط باينكه منادا علم باشد چنانچه مصنّف در كافيه چنين گفته است .
مصنّف مىگويد :
جمع بين « يا » و « ال » اختصاص به ضرورت و اضطرار دارد مگر در لفظ « اللّه » و جملاتى كه حكايت شدهاند .
شارح گويد :
جمع بين « يا » و « ال » از باب اضطرار همچون قول شاعر :
فيا الغلامان اللّذان فرّا * ايّا كما ان تكسبانا شرّا
يعنى : اى دو پسرى كه اين صفت داريد كه آنچنان دو نفرى هستيد كه گريختهايد بپرهيزيد نفس خود را از اينكه بجاى آوريد بدى را نسبت به ما .
شاهد در « يا الغلامان » است كه در آن بين « يا » و « ال » جمع گرديده .
بايد توجّه داشت كه جمع بين ايندو حرف در حال اختيار و سعه جايز نيست زيرا جمع بين دو حرف تعريف مكروه و ناپسند مىباشد ولى اهل بغداد اين استدلال را قبول نداشته و در حالت اختيار نيز بين « يا » و « ال » جمع مىكنند .
ناگفته نماند : اينكه در حال ضرورت جمع بين « يا » و « ال » را تجويز كرديم زمانى است كه الف و لام براى غير عهد باشد چه آنكه الف و لام اگر براى عهد باشد كلمهاى كه معرّف به آن است هرگز منادى واقع نمىشود و اين نكته را ابن نحاس در حاشيه خود ايراد نموده است .
البتّه حكم مذكور ( جايز نبودن جمع بين ياء و الف و لام ) در دو مورد استثناء شده :
الف : در لفظ « اللّه » زيرا اختيارا و در حال سعه جايز است بين « ياء » و « ال » در اين لفظ جمع نمود چه آنكه در استعمالات اهل لسان كثيرا اين امر ديده شده .
قال توجّه آنكه در چنين استعمالى جايز است الف « اللّه » را هم قطع دانست و در تلفّظ آورد و هم وصل تلقّى كرد و آن را حذف نمود .
ب : در جملاتى كه محكّى بوده و منادى واقع شده باشند مانند :
يا الرجل منطلق ( اى كسى كه نامت رجل منطلق مىباشد ) .
جمله « الرجل منطلق » علم قرار داده شده براى شخصى و الآن كه منادى واقع