تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1466

مساهمون:

ص١٤٦٦
ب : بدل نسيان : و آن اينست كه متكلّم ابتداء مبدل‌منه را قصد كند و سپس معلوم شود كه اين قصد فاسد بوده . ج : بدل غلط : و آن اينست كه متكلّم بدون قصد مبدل‌منه برزبانش جارى شده لذا براى تدارك غلط و بر طرف كردن آن بدل را مىآورد .

امثله اقسام بدل

مثال بدل مطابق همچون : زره خالدا ( زيارت كن او را كه خالد باشد ) . شاهد در « خالد » است كه بدل از ضمير منصوبى در « زره » بوده و عين او است . مثال بدل بعض از كلّ مانند : قبّله اليد ( ببوس او را ، دستش را ) . شاهد در « اليد » است كه بدل از ضمير منصوبى در « قبّله » است و چنانچه ملاحظه مىكنيم « يد » بعض از شخص و جزئى از آن مىباشد . تبصره : بسيارى از نحاة شرط كرده‌اند كه اين قسم از بدل مىبايد با ضميرى همراه باشد كه به مبدل‌منه راجع باشد ولى مصنّف اين شرط را قائل نبوده و با مثالى كه آورده و ذكر شد عملا آن را انكار كرده است . و نيز مانند : للّه على الناس حجّ البيت من استطاع ( براى خداوند است برعهده مردم كه بعنوان حجّ به بيت اللّه الحرام بروند البته مستطيعين از مردم ) . در اين مثال « من استطاع » بدل بعض از « الناس » مىباشد و چنانچه مشاهده مىكنيم در آن ضميرى نيست كه به مبدل‌منه عود كند . مثال بدل اشتمال : گفته شد بدل اشتمال به دو نحو ممكنست باشد : الف : آنكه دلالت كند برمعنائى كه در مبدل‌منه مىباشد مانند : اعرفه حقّه ( بشناس او را ، حقّ او را ) . شاهد در « حقّه » است كه بدل اشتمال از ضمير منصوبى در « اعرفه » است و دلالت مىكند برمعنائى كه در مبدل‌منه است و آن « حق » مىباشد . ب : آنكه دلالت كند برمعنائى كه مستلزم است در مبدل‌منه باشد مانند : قتل اصحاب الاخدود النار . ( كشته شدند اصحاب ارض اخدود يعنى اصحاب آتش ) . شاهد در « النار » است كه بدل اشتمال از « اخدود » مىباشد و از قبيل قسم دوّم
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1466 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى