ب : بدل نسيان : و آن اينست كه متكلّم ابتداء مبدلمنه را قصد كند و سپس معلوم شود كه اين قصد فاسد بوده .
ج : بدل غلط : و آن اينست كه متكلّم بدون قصد مبدلمنه برزبانش جارى شده لذا براى تدارك غلط و بر طرف كردن آن بدل را مىآورد .
امثله اقسام بدل
مثال بدل مطابق همچون : زره خالدا ( زيارت كن او را كه خالد باشد ) .
شاهد در « خالد » است كه بدل از ضمير منصوبى در « زره » بوده و عين او است .
مثال بدل بعض از كلّ مانند : قبّله اليد ( ببوس او را ، دستش را ) .
شاهد در « اليد » است كه بدل از ضمير منصوبى در « قبّله » است و چنانچه ملاحظه مىكنيم « يد » بعض از شخص و جزئى از آن مىباشد .
تبصره : بسيارى از نحاة شرط كردهاند كه اين قسم از بدل مىبايد با ضميرى همراه باشد كه به مبدلمنه راجع باشد ولى مصنّف اين شرط را قائل نبوده و با مثالى كه آورده و ذكر شد عملا آن را انكار كرده است .
و نيز مانند : للّه على الناس حجّ البيت من استطاع ( براى خداوند است برعهده مردم كه بعنوان حجّ به بيت اللّه الحرام بروند البته مستطيعين از مردم ) .
در اين مثال « من استطاع » بدل بعض از « الناس » مىباشد و چنانچه مشاهده مىكنيم در آن ضميرى نيست كه به مبدلمنه عود كند .
مثال بدل اشتمال :
گفته شد بدل اشتمال به دو نحو ممكنست باشد :
الف : آنكه دلالت كند برمعنائى كه در مبدلمنه مىباشد مانند :
اعرفه حقّه ( بشناس او را ، حقّ او را ) .
شاهد در « حقّه » است كه بدل اشتمال از ضمير منصوبى در « اعرفه » است و دلالت مىكند برمعنائى كه در مبدلمنه است و آن « حق » مىباشد .
ب : آنكه دلالت كند برمعنائى كه مستلزم است در مبدلمنه باشد مانند :
قتل اصحاب الاخدود النار .
( كشته شدند اصحاب ارض اخدود يعنى اصحاب آتش ) .
شاهد در « النار » است كه بدل اشتمال از « اخدود » مىباشد و از قبيل قسم دوّم