مثال نفى همچون :
لم اكن فى مربع بل تيها ( نيستم در بارانى كه در فصل بهارى مىآيد بلكه در بيانى كه راه به جائى نمىبرد مىباشم ) .
شاهد در « بل » است كه پس از نفى يعنى « لم اكن » قرار گرفته است همان طورى كه « لكن » پس از آن واقع مىشود .
مثال نهى مانند :
لا تضرب زيدا بل عمروا ( نزن زيد را بلكه عمرو را بزن ) .
شاهد در « بل » است كه بعد از نهى يعنى « لا تضرب » قرار گرفته همان طورى كه « لكن » بعد از آن واقع مىشود .
مصنّف گويد :
بواسطه « بل » نقل بده حكم اوّل را براى دوّم در خبر مثبت و امر صريح .
شارح گويد :
مقصود و منظور اينست كه :
حكم « بل » آنست كه در خبر مثبت و امر صريح و آشكار حكم اوّل يعنى معطوف اليه را به دوّم يعنى معطوف نقل مىدهد مانند :
قام زيد بل عمرو ( ايستاد زيد بلكه عمرو ايستاد ) .
شاهد در « بل » است كه در جمله خبريّه مثبت واقع شده لذا حكم « زيد » كه قيام باشد را به عمرو نقل داده است .
و مثل :
اضرب زيدا بل خالدا ( بزن زيد را بلكه خالد را بزن ) .
شاهد در « بل » بوده كه بعد از امر صريح يعنى « اضرب » آمده لذا حكم وجوب ضرب را از « زيد » به « خالد » نقل داده است .
مبرّد نحوى اجازه داده است كه « بل » در غير ايندو مورد نيز حكم اوّل را به دوّم نقل دهد .
قوله : و اتبعها بمفرد : ضمير مؤنّث در « اتبعها » به « لكن » راجع است و منظور آنست كه بعد از « لكن » كلمه مفرد بياور .
قوله : و خالف ابن سعدان فى الاوّل : مقصود از « الاوّل » وقوع « لا » بعد از نداء مىباشد .
قوله : بعد مصحوبيها : ضمير مؤنّث به « لكن » راجع بوده و مراد از « مصحوبين » نفى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1444
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٤٤