تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1443

مساهمون:

ص١٤٤٣
و نظير : لا تضرب زيدا لكن عمروا ( نزن زيد را ولى عمرو را بزن ) . در اين مثال « لكن » عارى از « واو » بوده و پس از نهى واقع شده و بعد از آن « عمرو » قرار گرفته كه لفظ مفرد مىباشد .

« لا » و حكم آن

مصنّف گويد : « لا » پهلوى نداء يا امر و يا اثبات در مىآيد . شارح گويد : كلمه « لا » از حروف عاطفه است و آن يا پهلوى نداء در آمده مانند : يا ابن اخى لا ابن عمّى ( اى فرزند برادرم نه پسر عمويم ) . و يا بعد از امر آمده نظير : اضرب زيدا لا عمروا ( زيد را بزن نه عمرو را ) . و يا بعد از اثبات مىآيد همچون : قام زيد لا عمرو ( زيد ايستاد نه عمرو ) . ابن سعدان در اوّل مخالفت نموده و گفته است : لاء عاطفه بعد از « نداء » در نمىآيد . لازم بتذكر است كلمه « لاء » در متن مصنّف مبتداء بوده و خبرش « تلى » است كه ما قبلش يعنى نداء و معطوفات به آن را بنابر مفعوليّت نصب داده است .

« بل » و حكم آن

مصنّف گويد : « بل » مانند لكن است در حالى كه پس از دو مصحوبش باشد مانند : لم اكن فى مربع بل تيها . شارح گويد : مراد مصنّف اينست كه قبلا گفتيم « لكن » يا بعد از نفى و يا نهى در كلام داخل مىشود . اكنون مىگوئيم : « بل » همچون « لكن » يا بعد از نفى و يا پس از نهى در كلام ظاهر مىشود .