5 - رأيت رجلا جميلا الوجه .
در اين مثال صفت بدون الف و لام بوده ولى معمول با الف و لام و منصوب آمده است .
و بايد توجّه داشت كه اين صورت ضعيف است .
6 - رأيت رجلا جميل الوجه .
در اين مثال صفت بدون الف و لام بوده ولى معمول با الف و لام و مجرور آمده زيرا صفت به آن اضافه شده است .
قوله : و ممّا خالفت الخ : حاصل گفتار مصنّف و شارح در اين عبارات آنست كه :
صفت مشبهه چون در مقام عمل فرع از اسم فاعل است بناچار اسم فاعل واجد امتيازاتى است كه صفت فاقد آنها مىباشد و مصنّف و شارح در اينجا به دو تا از آنها اشاره كرده كه به شرح آنها مىپردازيم :
الف : تقديم معمول صفت مشبهه برآن جايز نيست مثلا نمىتوانيم بگوئيم :
رأيت رجلا الوجه الحسن .
ولى در اسم فاعل مىتوان معمولش را برآن مقدّم داشت مثلا گفت :
زيد عمرا ضارب .
ب : صفت مشبهه عمل نمىكند مگر در معمول سببى كه شرح آن گذشت مانند :
زيد حسن وجهه .
و هرگز در اجنبى عمل نمىكند لذا مىتوان گفت :
زيد حسن عمرا .
ولى اسم فاعل هم در سببى و هم در اجنبى عمل مىكند لذا صحيح است بگوئيم :
زيد ضارب غلامه ( معمول سببى ) .
چنانچه جايز است گفته شود :
زيد ضارب عمرا ( معمول غير سببى ) .
قوله : لفرعيّتها : ضمير مؤنث به صفت مشبهه راجع است .
قوله : فيجوز تقديمه عليها : ضمير در « تقديمه » به غير معمول و در « عليها » به صفت مشبهه راجع است .
قوله : و انّ كونه ذا سببيّة : ضمير در « كونه » به معمول راجع است .
قوله : لفظا : مثال معمولى كه به ضمير موصوف لفظا متّصل است همچون :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1293
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٩٣