شارح گويد :
مقصود اينست كه صفت مشبهه هم عمل رفع نموده و هم نصب داده و هم جرّ مىدهد :
امّا رفع بنابر اينست كه معمول مرفوع فاعلش باشد .
و امّا نصب بنابر اينست كه معمول منصوب در صورت معرفه بودن به مفعول تشبيه شده و به فرض نكره بودنش تمييز باشد .
و امّا جرّ بنابر اينست كه معمول مجرور مضاف اليه صفت باشد .
پس تا اينجا بيان شد كه معمول صفت مشبهه داراى سه حالت است : رفع ، نصب و جرّ .
حال مىگوئيم :
در اين سه حالت صفت يا با الف و لام بوده و يا بدون آن مىباشد و بدين ترتيب از ضرب سه حالت قبل در ايندو شش صورت متصوّر مىگردد .
و نيز مىگوئيم در اين شش صورت معمول از سه حال خارج نيست .
يا با الف و لام بوده و لا متّصل به صفت است و يا نه الف و لام داشته و نه متّصل به آن مىباشد و از ضرب اين سه در شش صورت سابق هيجده صورت تصوير مىگردد كه عجالتا به پارهاى از امثله آن اشاره مىكنيم :
1 - رأيت الرجل الجميل الوجه ( ديدم مردى را كه صورتش نيكو بود ) .
در اين مثال صفت « الجميل » با الف و لام بوده و معمول ( الوجه ) نيز با الف و لام و مرفوع آمده است تا فاعل آن باشد .
2 - رأيت الرجل الجميل الوجه .
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمول نيز با الف و لام مىباشد ولى منصوب آمده است تا تشبيه به مفعول شده باشد .
3 - رأيت الرجل الجميل الوجه .
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمول نيز با الف و لام مىباشد ولى مجرور آمده است تا مضاف اليه صفت باشد .
4 - رأيت رجلا جميلا الوجه .
در اين مثال صفت ( جميلا ) بدون الف و لام بوده ولى معمول با الف و لام و مرفوع آمده است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1292
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٩٢