مصنّف گويد :
و آنچه بر خلاف اوزان گذشته آمده از باب نقل بوده و از اهل لسان اينطور شنيده شده است همچون : سخط و رضا .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اگر گفته شود :
در كلمات و عبارات اهل لسان بسا مصادرى شنيده مىشود كه بر خلاف آنچه گفته شد مىباشند مثلا سخط و رضى مكسور العين و لازم مىباشند لذا طبق گفته سابق مىبايد مصدرشان بروزن فعل آيد در حالى كه اينطور نبوده و سخط ( بضم سين و سكون خاء ) و رضىّ ( بكسر راء و فتح ضاد ) مىباشد .
در جواب گوئيم :
قاعده همان است كه گفتيم ولى در عين حال كلماتى از عرب شنيده شده كه بر خلاف قاعده مذكور آمدهاند ، اين نوع كلمات سماعى بوده و همان طورى كه از اهل لسان به سمع رسيده بايد استعمال شوند مانند كلمات : شكور و شكران ، ذهاب ، سخط ، رضىّ ، بلجه و بهجت و شبع و حسن كه مصادر شكر و ذهب و سخط و رضى و بلج و بهج و شبع و حسن مىباشند .
مصنّف گويد :
مصدر غير ثلاثى مجرّد قياسى است همچون : قدّس كه تقديس مىباشد .
شارح گويد :
توضيح مراد مصنّف اينست كه مصادر افعال غير ثلاثى مجرّد قياسى هستند به اين شرح :
مصدر قياسى « فعّل » صحيح اللّام يعنى باب تفعيل بروزن تفعيل بوده و معتلّ اللّامش بروزن تفعله مىباشد .
مانند : صرّف كه تصريف شده و وفّى توفيه مىگردد .
و مصدر قياسى « افعل » صحيح العين يعنى باب افعال بروزن افعال بوده و معتلّ العينش نيز برهمين وزن آمده منتهى حركت عين را به فاء الفعل نقل داده عين به الف منقلب مىشود و سپس آن را حذف كرده و عوض آن تاء در آخرش مىافزايند مانند :
اكرم كه اكرام شده و اقام اقامة مىگردد .
و مصادر قياسى « تفعّل » يعنى باب تفعّل بروزن تفعّل و استفعل يعنى باب
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1263
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٦٣