تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1263

مساهمون:

ص١٢٦٣
مصنّف گويد : و آنچه بر خلاف اوزان گذشته آمده از باب نقل بوده و از اهل لسان اينطور شنيده شده است همچون : سخط و رضا . شارح گويد : مقصود اينست كه اگر گفته شود : در كلمات و عبارات اهل لسان بسا مصادرى شنيده مىشود كه بر خلاف آنچه گفته شد مىباشند مثلا سخط و رضى مكسور العين و لازم مىباشند لذا طبق گفته سابق مىبايد مصدرشان بروزن فعل آيد در حالى كه اينطور نبوده و سخط ( بضم سين و سكون خاء ) و رضىّ ( بكسر راء و فتح ضاد ) مىباشد . در جواب گوئيم : قاعده همان است كه گفتيم ولى در عين حال كلماتى از عرب شنيده شده كه بر خلاف قاعده مذكور آمده‌اند ، اين نوع كلمات سماعى بوده و همان طورى كه از اهل لسان به سمع رسيده بايد استعمال شوند مانند كلمات : شكور و شكران ، ذهاب ، سخط ، رضىّ ، بلجه و بهجت و شبع و حسن كه مصادر شكر و ذهب و سخط و رضى و بلج و بهج و شبع و حسن مىباشند . مصنّف گويد : مصدر غير ثلاثى مجرّد قياسى است همچون : قدّس كه تقديس مىباشد . شارح گويد : توضيح مراد مصنّف اينست كه مصادر افعال غير ثلاثى مجرّد قياسى هستند به اين شرح : مصدر قياسى « فعّل » صحيح اللّام يعنى باب تفعيل بروزن تفعيل بوده و معتلّ اللّامش بروزن تفعله مىباشد . مانند : صرّف كه تصريف شده و وفّى توفيه مىگردد . و مصدر قياسى « افعل » صحيح العين يعنى باب افعال بروزن افعال بوده و معتلّ العينش نيز برهمين وزن آمده منتهى حركت عين را به فاء الفعل نقل داده عين به الف منقلب مىشود و سپس آن را حذف كرده و عوض آن تاء در آخرش مىافزايند مانند : اكرم كه اكرام شده و اقام اقامة مىگردد . و مصادر قياسى « تفعّل » يعنى باب تفعّل بروزن تفعّل و استفعل يعنى باب
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1263 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى