تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1245

مساهمون:

ص١٢٤٥
مفرد عمل مىكند آن نيز عمل مينمايد . شارح گويد : مقصود اينست كه آنچه براى اسم فاعل و صيغه مبالغه بيان نموديم راجع به صيغه مفرد آن دو بود اكنون مىگوئيم : غير مفرد يعنى تثنيه و جمع از اسم فاعل و امثله مبالغه نيز همچون مفرد بوده و از نظر حكم و شروط عمل با آن تفاوتى ندارد ، بنابراين هركجا كه مفرد عمل مىكند تثنيه و جمع نيز عمل مىنمايند مانند آنچه در قول امرء القيس وارد شده :
القاتلين الملك الحلاحلا * خير معدّ حسبا و نائلا
يعنى : آن دو قبيله كه كشنده هستند پادشاه عظيم الشأن و شجاعى را كه از نظر حسب و بخشش و عطاء بهتر از طائفه معد مىباشد . شاهد در « القاتلين » است كه اسم فاعل و به صيغه تثنيه مىباشد و « الملك » را بنابر مفعوليّت نصب داده است . و نظير آنچه در قول طرفة بن العبد البكرى وارد شده است :
ثمّ زادوا انّهم فى قومهم * غفر ذنبهم غير فخر
يعنى : آنقوم برمن زيادتى دارند ، بدرستيكه ايشان در حالى كه در قوم خود مىباشند آمرزنده و بخشنده‌اند گناهان آن جماعت گنه‌كاران را و در اين امر بركسى فخر نمىكنند . شاهد در « غفر » است كه جمع مكسّر غفور بوده و عمل كرده در ذنبهم و آن را نصب داده است . دنباله سخن شارح گويد : مصغّر از اسم فاعل و مفعول عمل نمىكند مگر بعقيده سكّاكى كه آن را عامل مىداند ، بنابراين صحيح نيست بگوئيم : جائنى زيد الضوريب عمروا . قوله : الى انّه لا يعمل : ضمير در « انّه » به اسم فاعل راجع است . قوله : حينئذ : يعنى حين يكون صلة لال . قوله : لا يعمل مطلقا : چه در حال و چه در ماضى و چه در استقبال .