و همچنين نظير آنچه در فرموده حضرت ابيطالب پدر بزرگوار مولانا امير المؤمنين عليهما السّلام وارد شده است :
ضروب بنصل السيف سوق سمانها * اذا عدموا زادا فانّك عاقر
يعنى : او بسيار زننده است بدم شمشير ساق شتران چاق را و هرگاه نيابند ميهمانان توشه و طعامى را پس تو برنده هستى قطعه ديگرى از گوشت شتر را و نزد ايشان حاضر مىكنى .
شاهد در « ضروب » است كه بروزن « فعول » بوده و صيغه مبالغه مىباشد و در « سوق سمانها » عمل نصب كرده بنابر مفعوليّت .
پس از آن مصنّف گويد :
و در وزن « فعيل » و « فعل » عمل مذكور قليل و كم مىباشد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه وزن « فعيل » با اينكه دلالت برمبالغه دارد و از اوزان صيغه مبالغه به حساب مىآيد ولى معذلك عمل اسم فاعل براى آن بطور ندرت ثابت است حتّى جماعتى از اهل بصره بمخالفت برخواسته و گفتهاند اين وزن اصلا عمل نمىكند .
چنانچه در وزن « فعل » نيز عمل ياد شده كم مىباشد .
مثال وزن « فعيل » كه قليلا عمل كرده همچون :
انّ اللّه سميع دعاء من دعاه ( همانا خداوند شنونده است دعاء كسى كه او را ميخواند ) .
شاهد در « سميع » است كه در « دعاء » عمل كرده و آن را بنابر مفعوليّت نصب داده است .
و مثال وزن « فعل » كه نادرا عمل كرده مانند آنچه در قول زيد الخيل آمده :
اتانى انّهم مزقون عرضى * جحاش الكزملين لها فديد
يعنى : به من رسيده است كه ايشان بسيار از بين برنده هستند عرض و آبروى من را و ايشان از نظر من كرّهخرهائى هستند كه در آب كزمل زيسته و صداهاى منكر و بلند دارند .
شاهد در « مزقون » است كه در « عرضى » عمل نصب كرده بنابر مفعوليّت .
سپس مصنّف گويد :
غير از لفظ مفرد از نظر حكم و شرط مانند مفرد قرار داده شده لذا در هركجا كه