آن اختيار شده است .
شارح گويد :
ضمير در « يكن » به اسم فاعل راجع بوده و مقصود اينست كه :
اگر اسم فاعل داراى الف و لام باشد چه به معناى ماضى بوده و چه حال و چه استقبال جمهور معتقدند عمل مىكند ولى رمّانى كه از ادباء است مىگويد :
اسم فاعل الف و لامدار در زمان حال عمل نمىكند .
برخى ديگر از ادباء گفتهاند :
اسم فاعل الف و لامدار مطلقا عمل نمىكند و كلمه بعد از آن معمول است براى فعل مضمر .
سپس مصنّف گويد :
فعّال و مفعال و فعول در كثرت از فاعل بدل و عوض هستند .
شارح گويد :
مراد اينست كه اوزان سهگانه مذكور كه برمبالغه دلالت داشته و به صيغ مبالغه مشهورند در كثرت از فاعل بدل و عوض مىباشند .
مصنّف گويد :
بنابراين مستحقّ عملى هستند كه اسم فاعل استحقاق آن را دارد .
شارح گويد :
مشروط بشروطى كه قبلا ذكر شد كه در اين صورت از نظر جميع علماء بصره عمل مزبور براى اين اوزان ثابت است مانند :
امّا العسل فانا شرّاب ( امّا عسل را پس من آشامنده مىباشم ) .
شاهد در « شرّاب » است كه صيغه مبالغه و بروزن « فعّال » بوده و بواسطه اتّكاء و اعتمادش برمسنداليه يعنى « انا » عمل در ضمير مستتر كرده و آن را بعنوان فاعليّت رفع داده است .
و نيز مانند :
انّه لمنحار بوائكها ( او بسيار نحركننده است شتران جوان را ) .
شاهد در « منحار » است كه صيغه مبالغه و بروزن مفعال مىباشد و بواسطه اعتمادش برمسنداليه كه اسم « ان » بوده در « بوائكها » عمل كرده و آنران منصوب نموده است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1243
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٤٣