رسم دار وقفت فى طلله * كدت اقضى الغداة من جلله
يعنى : بسا علامت خانهاى كه مدّتى ايستادم در اثرهاى كهنه آن و نزديك شده بود كه بميرم در وقت صبح از جهت آن .
شاهد در مجرور شدن « اسم » است به « ربّ » محذوف بدون اينكه حرف جرّى در كلام باشد .
سپس مصنّف گويد :
و گاهى به غير « رب » از حروف جرّ ديگر كه محذوف هستند جرّ داده مىشود .
شارح گويد :
اين جرّ سماعى است و قياسى نميباشد مانند قول بعضى از اهل لسان كه به او گفته شد .
كيف اصبحت ( چگونه صبح نمودى ) .
خير و الحمد للّه يعنى على خير و الحمد للّه ( برخير و حمد مىكنم خدا را ) .
كه در اينمثال كلمه « خير » با « على » محذوف مجرور شده .
مصنّف گويد :
بعضى از اينحروف جرّ محذوف جرّشان مطّرد و شايع مىباشد .
شارح گويد :
يعنى جرّ قياسى است مانند :
بكم در هم اشتريت ( به چند در هم خريدى ) .
كه در تقدير : بكم من در هم اشتريت مىباشد .
و نيز مانند :
مررت برجل صالح الّا صالح فطالح ( مرور كردم به مردى صالح و اگر بصالح مرور نكردم پس بطالح عبور نمودم ) .