( اتهجر ليلى بالفراق حبيبها ) * و ما كاد نفسا بالفراق تطيب
و قوله :
انفسا تطيب به نيل المنى * ( و داعى المنون ينادى جهارا )
و قاس ذلك الكسائىّ و المبرّد و المازنىّ ، و اختاره المصنّف فى شرح العمدة .
ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
اگر خواستى بواسطه كلمه « من » تمييزى را كه مميّز غير عدد است و نيز فاعل در معنا نيست جرّ بده مانند :
طب نفسا تفد .
شارح گويد :
بواسطه « من » تبعيضيّه اگر خواستى مىتوانى هرتميزى را جرّ دهى مگر چهار چيز را :
1 - تميز عدد يعنى تميزى كه مفسّر عدد باشد چنانچه قبلا گذشت .
2 - تميزى كه در معنا فاعل مىباشد مشروط باينكه از فاعل صناعى به تمييز تحويل و تغيير داده شده باشد .
مانند : طب نفسا تفد ( پاكيزه باش از حيث نفس فائده داده مىشود ) .
شاهد در « نفسا » است كه در اصل فاع صناعى بوده و بعد از تحويل از آن به صورت موجود درآمده ، تقدير اين مثال : لتطب نفسك بوده كه طبق اين عبارت « نفسك » فاعل صناعى براى « لتطب » مىباشد ، بنابراين نميتوان آن را جرّ داد بلكه نصبش واجب است .
3 - تميزى كه در معنا فاعل بوده مشروط باينكه از مضاف به تمييز تحويل يافته باشد مانند :
زيد اكثر مالا ( زيد بيشتر است از حيث مال ) .
اينمثال در اصل : مال زيد اكثر بوده يعنى كلمه « مال » مضاف بوده و