تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
للّه درّه فارسا ( براى خدا است خير كثير او از حيث اسب‌سوارى كردن ) . شاهد در « فارسا » است كه تمييز بوده و چون بعد از « للّه درّه » قرار گرفته كه مقتضى معناى تعجّب است نصبش واجب مىباشد . و همچنين مانند : حسبك بزيد رجلا ( چقدر كفايت مىكند ترا زيد از حيث مرد بودن ) . شاهد در « رجلا » است كه تمييز بوده و چون بعد از « حسبك » واقع شده و آن مقتضى معناى تعجّب است لاجرم نصبش واجب مىباشد . و نيز مثل : كفى به عالما ( چقدر كفايت مىكند او را از حيث عالم بودن ) . شاهد در « عالما » است كه تميز بوده و چون بعد از « كفى به » واقع شده و آن مقتضى تعجّب است از اينرو نصبش واجب مىباشد . و مانند آنچه در قول اعشى آمده : يا جارتا ما انت جارة ( اى زنى كه همسايه من هستى چيستى تو از حيث همسايه بودن ) . شاهد در « جارة » است كه بعد از « ما انت » واقع شده و آن مقتضى تعجّب مىباشد لذا نصب آن لازم است . متن : « 362 »
و اجرر به من إن شئت غير ذى العدد * و الفاعل المعنى كطب نفسا تفد
تجزيه و تركيب واو : به معناى استيناف . اجرر : فعل ، امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، متعدّى ، ثلاثى مجرّد . باء : حرف جرّ .