للّه درّه فارسا ( براى خدا است خير كثير او از حيث اسبسوارى كردن ) .
شاهد در « فارسا » است كه تمييز بوده و چون بعد از « للّه درّه » قرار گرفته كه مقتضى معناى تعجّب است نصبش واجب مىباشد .
و همچنين مانند :
حسبك بزيد رجلا ( چقدر كفايت مىكند ترا زيد از حيث مرد بودن ) .
شاهد در « رجلا » است كه تمييز بوده و چون بعد از « حسبك » واقع شده و آن مقتضى معناى تعجّب است لاجرم نصبش واجب مىباشد .
و نيز مثل :
كفى به عالما ( چقدر كفايت مىكند او را از حيث عالم بودن ) .
شاهد در « عالما » است كه تميز بوده و چون بعد از « كفى به » واقع شده و آن مقتضى تعجّب است از اينرو نصبش واجب مىباشد .
و مانند آنچه در قول اعشى آمده :
يا جارتا ما انت جارة ( اى زنى كه همسايه من هستى چيستى تو از حيث همسايه بودن ) .
شاهد در « جارة » است كه بعد از « ما انت » واقع شده و آن مقتضى تعجّب مىباشد لذا نصب آن لازم است .
متن : « 362 »
و اجرر به من إن شئت غير ذى العدد * و الفاعل المعنى كطب نفسا تفد
تجزيه و تركيب
واو : به معناى استيناف .
اجرر : فعل ، امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، متعدّى ، ثلاثى مجرّد .
باء : حرف جرّ .