جمله حاليه اعمّ از آنكه مؤكّده بوده يا غير مؤكّده باشد زمانيكه با فعل مضارع خالى از « قد » آغاز گرديده و مثبت بوده يا منفى با « لاء » يا « ما » باشد و يا ابتداء با فعل ماضى شده و بدنبال الّا واقع آمده يا متلو كلمه « او » واقع باشد در تمام اينصور مشتمل است برضميرى كه رابطش محسوب مىشود اعمّ از آنكه ضمير ظاهر بوده يا مقدّر باشد و بايد توجّه داشت كه در اينفروض مذكور جمله مىبايد از « واو » خالى باشد ، مانند آنچه در دو آيه ذيل آمده :
1 - لا تمنن تستكثر ( اعطاء و بخشش مكن در حالى كه طلب بيش از آن را دارى ) .
2 - ما لكم لا تناصرون ( شما را چه مىشود در حالى كه يارى و كمك نمىكنيد ) .
و نيز مانند آنچه در بيت ذيل آمده :
عهدتك ما تصبو و فيك شبيبة * فما لك بعد الشّيب صبّا متيّما
يعنى : اى نفس با تو عهد و پيمان بستم در حالى كه عشقبازى نكنى و حال آنكه در تو بود جوانى و قوّت پس تو را چه مىشود كه بعد از پيرى عاشق و بنده شدهاى .
شاهد در « ما تصبو » است كه فعل مضارع منفى با « ما » بوده و حال واقع شده و چنانچه ملاحظه مىكنيم از واو خالى است .
و مانند آنچه در آيه شريفه ذيل آمده :
و ما يأتيهم من رسول الّا كانوا به يستهزئون .
( نيامد براى ايشان رسولى مگر آنكه اينها او را مسخره مىكردند ) .
شاهد در « كانوا » است كه ماضى بعد از « الّا » بوده و حال واقع شده و از « واو » خالى است .
و همچنين مانند آنچه در مثال ذيل مشاهده مىشود :
لا ضربنّه ذهب او مكث .
( البتّه البتّه او را خواهم زد در حالى كه چه برود و چه توقّف كند ) .