تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
مانند فرموده حقتعالى : ما انتم الّا بشر مثلنا ( شما نيستيد مگر بشرى مثل ما ) . شاهد در كلمه « ما » است كه بخاطر آمدن « الّا » و نقض شدن معنايش كه نفى باشد اسم يعنى ( انتم ) و خبرش يعنى ( بشر ) هردو مرفوع شده‌اند . سپس مصنّف گويد : شرط ديگر براى عمل « ما » اينستكه ترتيب معهود مراعات شود : شارح گويد : كلمه « زكن » به معناى « علم » است و مقصود از ترتيب معلوم و معهود تقدّم اسم برخبر مىباشد يعنى در صورتى « ما » عمل مزبور را مىنمايد و باسم رفع و بخبر نصب مىدهد كه اسم برخبر مقدّم باشد ، پس اگر خبر براسم تقدّم پيدا نموده در حالى كه ظرف و مجرور نباشد واجب است مرفوع گردد مانند : ما قائم زيد ( زيد ايستاده نيست ) . شاهد در كلمه « ما » است كه از عمل بازمانده زيرا رعايت ترتيب بين اسم و خبرش نشده يعنى خبر براسم مقدّم شده . و همچنين « ما » از عمل بازمىماند در صورتى كه خبر ظرف بوده و براسم مقدّم شود چه آنكه ظاهر اطلاق كلام مصنّف در اينكتاب و كتاب تسهيل و عمده و شرح ايندو همين است بلكه در كتاب كافيه و شرح آن به اين معنا تصريح نموده و بيان داشته كه مخالف با آن ابن عصفور مىباشد . قوله : عند اهل الحجاز : يعنى عمليكه براى « ما » ذكر شد از نظر اهل حجاز مىباشد و امّا بنو تميم آن را عمل نمىدهند بلكه اسم و خبر ما نزد ايشان هردو مرفوع مىباشند . قوله : ما هنّ امّهاتهم : آيه ( 2 ) از سوره مجادله . قوله : فان وجدت فلا عمل لها : ضمير نائب فاعلى در « وجدت » به « ان » و ضمير مجرورى در « لها » به « ما » عود مىكند .