و نيز مانند :
لا تتّبع الّا الهدى ( تبعيّت و پيروى نميشود مگر هدايت )
در اينمثال مستثنا منه كه « شيئ » باشد حذف شده از اينرو عامل يعنى « لا تتّبع » به مستثنا كه « الهدى » باشد رفع داده تا نائب فاعلش باشد منتهى به جهت مقصوره بودن رفعش مقدّر مىباشد .
و همچنين مانند :
هل زكى الّا الورع ( آيا پاك است كسى مگر پرهيزكار ) .
در اينمثال مستثنا منه كه « احد » باشد حذف شده لذا عامل يعنى « زكى » به مستثنا كه « الورع » باشد رفع داده تا فاعلش باشد .
سپس مصنّف گويد :
در صورتى كه « الّا » براى تأكيد آورده شده باشد آن را از عمل نمودن ملغى قرار بده مانند : لا تمرر بهم الّا الفتى الّا العلى .
شارح گويد :
مقصود از « الّا » ذات توكيد آنست كه پهلوى آن اسمى قرار گيرد كه با ماقبلش مماثل و همانند باشد يا مراد آنست كه الّا بعد از حرف عاطف قرار گيرد و بهرصورت « الّا » وقتى در مقام تأكيد بود لازم است آن را همچون معدوم فرض كنيم مانند :
لا تمرر بهم الّا الفتى الّا العلى . ن
( مرور نكن با ايشان مگر به جوانمرد و صاحب علو شأن ) .
در اينمثال چون « الّا » دوّم مؤكّده است در « العلى » عمل نكرده و همچون معدوم فرض شده و وجه مؤكّده بودنش آنست كه اسم بعد از آن يعنى « العلى » از نظر معنا با « الفتى » مماثل است .
و نيز مانند آنچه در قول شاعر آمده :
مالك من شيخك الّا عمله * الّا رسيمه و الّا رمله
يعنى : حاصل نشده است براى تو از استادت مگر عمل و روش او ، راه