تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 958

مساهمون:

ص٩٥٨
« قوم » بوده و بواسطه « الّا » از آن خارج گرديده . مستثناى منقطع آنست كه از جنس مستثنى منه نبوده و بواسطه « الّا » از آن خارج نشده بلكه از حكم آن بيرون مىرود . مانند : ما جائنى القوم الّا حمارا ( نيامدند مرا قوم مگر حمار ) . در اينمثال چون « حمار » از جنس قوم نيست لاجرم در آنها داخل نبوده تا با « الّا » خارج شود بلكه از حكم قوم يعنى « مجئى » بيرون مىرود . مستثناى تامّ آنست كه مستثنا منه در كلام مذكور باشد مانند : ما جائنى القوم الّا زيد . در اينمثال چون مستثنا منه يعنى « قوم » در كلام ذكر شده لاجرم به « زيد » مستثناى تام مىگويند . مستثناى مفرّغ آنست كه مستثنا منه در كلام مذكور نباشد مانند : ما جائنى الّا زيد . تقدير كلام ما جائنى احد الّا زيد مىباشد پس چون مستثنا منه يعنى ( احد ) در كلام نيست به زيد مستثناى مفرّغ گويند . مستثناى موجب آنست كه قبل از مستثنا منه حرف نفى يا استفهام نباشد مانند : جائنى القوم الّا زيدا . در اينمثال چون قبل از « قوم » كه مستثنا منه است حرف نفى يا استفهام نيامده لاجرم به « زيد » مستثناى موجب گويند . مستثناى غير موجب آنست كه قبل از مستثنا منه حرف نفى يا استفهام باشد مانند : ما جائنى القوم الّا زيد . مستثناى مقدّم آنست كه مستثناء قبل از مستثنا منه آمده باشد مانند : ما جائنى الّا زيدا احد . در اينمثال « الّا زيدا » مستثناء بوده كه برمستثنا منه يعنى « احد » مقدّم گرديده . مستثناى مؤخّر آنست كه مستثناء بعد از مستثنا منه آمده باشد مانند : ما جائنى