نحو سيرى و الطّريق مسرعة بما من الفعل و شبهه سبق ذا النّصب لا بالواو فى القول الاحقّ ) بالتّرجيح الّذى نصّ عليه سيبويه ، و قال الجرجانى بالواو ، و الزّجّاج بفعل مضمر .
و فهم من قوله « سبق » انّه لا يتقدّم عليه و هو كذلك بلا خلاف .
ترجمه و شرح :
مفعول معه و شرح آن
شارح گويد :
پنجم از مفاعيل ، مفعول معه است و مصنّف آن را از تمام مفاعيل مؤخّر آورد و جهتش آنست كه :
تنها در اين مفعول اختلاف است كه آيا قياسى بوده يا سماعى است امّا در مفاعيل ديگر چنين اختلاف و نزاعى وجود ندارد .
و جهت ديگر آنكه عامل بواسطه حرف در آن عمل كرده و بدين طريق اثر خود را در آن مىبخشد بخلاف ساير مفاعيل كه چنين نيستند لذا ايندو جهت موجب ضعفى در آن بوده كه باعث تأخيرش از ساير مفاعيل گرديده است .
مصنّف گويد :
تالى واو در حالى كه مفعول معه است منصوب مىگردد مانند : سيرى و الطّريق مسرعة
شارح گويد :
مقصود مصنّف و شرح كلامش اينستكه :
اسمى كه بعد از واو به معناى « مع » قرار مىگيرد در صورتى كه واو مزبور نيز بعد از جملهاى قرار گرفته باشد كه در آن فعل يا اسمى بوده كه داراى معناى فعل و حروف آن باشد مىبايد بعنوان مفعول معه آن اسم را منصوب نمود و مثال آن در عبارت ذيل موجود است :
سيرى و الطّريق مسرعة
( سير كن تو زن با آبى كه حركتدهنده است ) .