تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 936

مساهمون:

ص٩٣٦
شاهد در كلمه « مقعد » است كه مفعول فيه بوده و قبلش فعلى كه در حروف اصلى با آن مجتمع باشد قرار نگرفته بلكه فعل مقدّر « استقرّ » است . پس از آن شارح مىگويد : گفته شد ظرف مكان در دو صورت مفعول فيه واقع مىشود : الف : آنكه مبهم و غير محدود باشد . ب : آنكه از مادّه فعلى ساخته شده باشد كه براى آن ظرف قرار گرفته . اكنون مىگوئيم : غير آنچه ذكر شد اسمائى كه دلالت برمكان دارند قابل ظرف واقع شدن نيستند همچون : الدار و المسجد و السّوق و الطّريق . يعنى اينكلمات نه مبهم بوده و نه در ماده اصلى به فاعل مطابق هستند .

ظرف غير متصرّف و مناط آن

سپس مصنّف گويد : آنچه از كلمات ظرف و غير ظرف واقع ميشوند در اصطلاح ظرف متصرّف ناميده مىشوند . شارح گويد : ظروف بردو قسمند : متصرّف و غير متصرّف . ظروف متصرّف كلماتى هستند كه هم ظرف واقع شده و هم غير ظرف همچون مبتداء يا خبر يا فاعل يا مفعول به يا مضاف اليه مانند دو كلمه : يوم و شهر . چه آنكه ايندو هم ظرف ( مفعول فيه ) واقع ميشوند و هم غير ظرف لذا در عرف نحاة و اصطلاح ايشان به آن دو و امثال آنها ظرف متصرّف گويند : قوله : و شرط كون ذا : مشار اليه « ذا » نصب مىباشد . قوله : مع اجتمع : ضمير در « معه » به مفعول فيه راجع است . قوله : فان لم يقع كذلك : ضمير در « لم يقع » به مفعول فيه راجع بوده و
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 936 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى