نبوده در اصطلاح نحاة ظرف خوانده نشده بلكه مبتداء است و مرفوع مىباشد .
و نيز بخلاف وقت يا مكانى كه متضمّن اينكلمه بوده ولى اين تضمن و اشتمال مطّرد نبوده بلكه نادر باشد كه اصطلاحا بچنين منصوبى ، منصوب على التّوسّع گويند مانند :
دخلت الدّار ( در خانه داخل شدم ) .
شاهد در « الدّار » است كه در تقدير « فى الدّار » بوده يعنى متضمّن كلمه « فى » است ولى اين تضمّن مطّرد نمىباشد .
عامل در مفعول فيه
سپس مصنّف گويد :
مفعول فيه را بواسطه آنچه در آن واقع مىشود نصب بده در حالى كه ظاهر و آشكار باشد و اگر ظاهر نبود پس در تقدير قرارش بده .
شارح گويد :
مقصود اينستكه : عامل در مفعول فيه عبارتست از آنچه در آن واقع مىشود همچون مصدر و فعل و وصف منتهى گاهى اينكلمات در عبارت ظاهر و آشكار بوده چنانچه مثالش گذشت ( مانند هنا امكث ازمنا كه عامل در « هنا » امكث مىباشد ) و زمانى آشكار نبوده و مىبايد در نيّت فرضش كرد مانند اينكه كسى از ما بپرسد :
كم سرت ( چه مقدار سير نمودى ) ؟ .
و ما در جوابش بگوئيم : فرسخا ( يك فرسخ ) .
يعنى : سرت فرسخا ، پس عامل در نيّت است و آن « سرت » مىباشد .
قوله : فى اصطلاحنا : يعنى در اصطلاحا ما نحوىها .
قوله : بخلاف ما لم يتضمّنها : ضمير مؤنّث در « يتضمّنها » به « فى » راجع است .
قوله : و هو المنصوب على التّوسّع : ضمير « هو » به المتضمّن به غير اطّراد راجع