شاهد در « ان خيرا فخير » است كه در اينجمله « كان » با اسمش حذف شده و تنها خبر آن يعنى « خيرا » باقى مانده و تقدير كلام « ان كان عمله خيرا » مىباشد .
و امّا مثال لو شرطيّه نظير قول شاعر :
لا يأمن الدّهر ذو بغى و لو مليكا * جنوده ضاق عنها السّهل و الجبل
يعنى : سالم و آسوده نمىگذارد روزگار را كسى كه اهل ظلم است اگرچه پادشاهى بوده كه لشگريانش زمين هموار و كوهستارى را فراگرفته باشد .
شاهد در « و لو ملكا » است كه در اين عبارت « كان » با اسمش حذف شده و تقدير عبارت چنين است : و لو كان الباغى ملكا .
ولى حذف مذكور بعد از غير دو حرف يادشده نادر و قليل مىباشد مانند قول قائل كه گفته : من لد شولا فالى اتلائها .
يعنى از زمانى كه آن ماده شترى كه شيرش خشكيده بود و از حملش مدّت هفت ماه گذشته بود پس تا وقت زائيدنش .
شاهد در « من لد شولا » است كه در آن « كان » با اسمش حذف شده و تقدير آن « من لو كانت شولا » بوده .
سپس شارح گويد :
ولى حذف « كان » با خبرش و باقى گذاردن اسمش ضعيف مىباشد و برهمين تقدير مىبايد عبارت : ان خير فخير كه برفع هردو خير قرائت شده تنزيل گردد چه آنكه اصل آن « ان كان فى عمله خير » مىباشد يعنى « كان » با خبرش حذف شده كه « فى عمله » باشد و اسمش يعنى « خير » باقى مانده است .
قوله : و يحذفونها مع اسمها : ضمائر مؤنّث به « كان » راجع مىباشند .
مؤلّف گويد :
برخى از ادباء حذف كان با اسمش را منحصر كردهاند به صورتى كه اسم كان ضميرى بوده كه مضمرش معلوم باشد اعمّ از آنكه ضمير غائب بوده يا