قابل توجّه و شايان ذكر است كه بگوئيم از بين تمام افعال ناقصه مسئله زيادى اختصاص به « كان » داشته و افعال ديگر زائد واقع نمىشوند .
بلى ، امسى و اصبح بطور شذوذ زائد آمدهاند چنانچه در كلام اهل لسان اين تركيب ديده شده :
ما اصبح ابردها و ما امسى ادفاها .
( چقدر خنك و سرد است و چقدر گرم و باحرارت مىباشد ) .
شاهد در « اصبح » و « امسى » است كه بين ماء و فعل تعجّب زائد واقع شدهاند چنانچه اينمثال را اخفش حكايت نموده است .
قوله : فى حشو : كلمه « حشو » بفتح حاء و سكون شين در لغت لائى لباس را گويند كه خيّاطها از آن استفاده مىكنند و در اصطلاح علماء بلاغت عبارتست از جزء زائد در كلام كه به آن نيازى نباشد ولى در عين حال به عذوبت و شيرينى سخن بيافزايد و گاهى به معناى ميان و اثناء استعمال مىگردد چنانچه در اينجا همين معنا مقصود است لذا شارح در شرح آن را به « بين اثناء الكلام » تفسير نمود .
قوله : و شذّ زيادتها بلفظ المضارع : كلمه « شذّ » در اينجا يعنى بر خلاف قياس و ضمير در « زيادتها » به « كان » راجع مىباشد .
قوله : و اطّردت زيادتها : مقصود از « اطّراد » شيوع مىباشد و ضمائر مؤنّث به « كان » عود مىكنند .
قوله : و شذّ بين الجارّ و المجرور : كلمه « شذّ » در اينجا به معناى غير مطّرد مىباشد .
قوله : و شذّ زيادة امسى و اصبح : كلمه « شذّ » در اينجا يعنى بر خلاف قاعده و قياس .
متن : « 155 »
و يحذفونها و يبقون الخبر * و بعد إن و لو كثيرا ذا اشتهر