ما كان اصحّ علم من تقدّما .
( چهقدر صحيح و پاكيزه است دانش گذشتگان » .
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « ما » و « اصح » .
ب : بن موصول و صله مانند :
جاء الّذى كان اكرمته ( كسى كه اكرامش كردم آمد ) .
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « الّذى » و « اكرمته » .
ج : بين صفت و موصوف مثل :
جائنى رجل كان كريم ( مردى كه باكرم هست نزد من آمد ) .
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « رجل » كه موصوف بوده و « كريم » كه صفتش مىباشد .
د : بين فعل و مرفوعش همچون :
لم يوجد كان مثلك ( مانند تو يافت نميشود ) .
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « لم يوجد » كه فعل مجهول بوده و « مثلك » كه نائب فاعل آن مىباشد .
ه : بين مبتداء و خبر چنانچه گوئى :
زيد كان قائم ( زيد ايستاده است ) .
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « زيد » كه مبتداء بوده و خبرش كه « قائم » مىباشد .
لازم بتذكّر است كه زيادت « كان » بين جارّ و مجرور شاذ و غير مطّرد مىباشد مانند آنچه در قول شاعر آمده .
جياد بني ابى بكر تسامى * على كان المسوّمة العراب
يعنى : اسبهاى پسران ابى بكر براسبان عربى داغدار تفوّق و برجستگى دارند .
شاهد در زائد بودن « كان » است بين جارّ يعنى ( على ) و مجرور كه « المسوّمة » باشد .