مفعول دوّم محسوب شود .
و نيز مانند محصور قرار گرفتن مفعول دوّم يعنى بعد از « الّا » واقع شدن چه آنكه در اينفرض نيز مفعول اوّل كه مقدّم آورده شده در معنا فاعل مىباشد مانند :
ما اعطيت زيدا الّا درهما ( به زيد اعطاء نكردم مگر در هم را ) .
شاهد در « درهما » است كه مفعول دوّم بوده و بعد از « الّا » آمده از اينرو تقديم مفعول اوّل يعنى « زيد » برآنكه در معنا فاعل مىباشد واجب است .
و همچنين اگر مفعول دوّم اسم ظاهر بوده و اوّلى ضمير باشد تقديم مفعول اوّل بردوّم لازم است مانند :
اعطيتك درهما ( اعطاء كردم به تو در هم را ) .
در اينمثال تقديم « كاف » كه مفعول اوّل است بردر هم يعنى مفعول دوّم واجب و لازمست .
پس از آن مصنّف گويد :
و ترك اين اصل بطور حتم و قطع گاهى ديده شده :
شارح گويد :
و آن در جائى است كه موجب و سببى براى ترك در بين باشد مثل اينكه مفعول اوّل محصور باشد همچون :
ما اعطيت الدّرهم الّا زيدا ( درهم را اعطاء نكردم مگر به زيد ) .
شاهد در « زيدا » است كه مفعول اوّل بوده و محصور واقع شده لذا تأخيرش از مفعول دوّم كه « الدّرهم » است لازم مىباشد .
يا مفعول اوّل اسم ظاهر و دوّمى ضمير باشد مانند :
الدّرهم اعطيته زيدا ( درهم را به زيد اعطاء كردم ) .
يا به مفعول اوّل ضميرى متّصل بوده كه به دوّمى عود كند چنانچه شرحش قبلا گذشت .
قوله : مفعولا ليس كذلك : مفعولا ، مفعول است براى « سبق » و « ليس
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 851
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٥١