تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧

فعل لازم و موارد لزوم و عدم تعدّى افعال

مصنّف گويد : و غير متعدّى را فعل لازم خوانند و لزوم افعال دالّ برسجايا همچون « نهم » حتمى و قطعى است چنانچه افعللّ و آنچه شباهت به اقعنسس داشته و نيز افعالى كه مقتضى نظافت يا آلوده‌گى هستند لازم مىباشند . شارح گويد : فعل لازم غير از فعل متعدّى مىباشد و آن عبارتست از فعلى كه به آن ضمير غير مصدر متّصل نگردد و غير از لازم قاصر و غير متعدّى و متعدّى به حرف جرّ نيز خوانده مىشود . و امّا موارد لزوم و عدم تعدّى فعل بايد بگوئيم : افعال ذيل هميشه لازم مىباشند : 1 - افعاليكه دلالت برسجايا دارند . سجايا جمع « سجيّه » است به معناى طبيعت و سرشت همچون : نهم ( پرخور گرديد ) . ظرف ( رقّت و باريكى پيدا نمود ) كرم ( باكرم بود ) شرف ( صاحب شرافت و بزرگى شد ) . 2 - فعليكه بروزن افعللّ ( بتخفيف لام اوّل و تشديد لام دوّم ) باشد مانند : اقشعّر ( پوست بدنش از ترس يا از سرما در هم فرورفت ( اطمأنّ ( آرام و مستقرّ گرديد ) . 3 - فعليكه بروزن افعنلل و شبيه به اقعنسس باشد مانند : احرنجم ( ازدحام و اجتماع كرد ) . 4 - آنچه به افعللّ و افعنلل ملحق است همچون اكوهدّ ( جوجه تكان