فعل لازم و موارد لزوم و عدم تعدّى افعال
مصنّف گويد :
و غير متعدّى را فعل لازم خوانند و لزوم افعال دالّ برسجايا همچون « نهم » حتمى و قطعى است چنانچه افعللّ و آنچه شباهت به اقعنسس داشته و نيز افعالى كه مقتضى نظافت يا آلودهگى هستند لازم مىباشند .
شارح گويد :
فعل لازم غير از فعل متعدّى مىباشد و آن عبارتست از فعلى كه به آن ضمير غير مصدر متّصل نگردد و غير از لازم قاصر و غير متعدّى و متعدّى به حرف جرّ نيز خوانده مىشود .
و امّا موارد لزوم و عدم تعدّى فعل بايد بگوئيم :
افعال ذيل هميشه لازم مىباشند :
1 - افعاليكه دلالت برسجايا دارند .
سجايا جمع « سجيّه » است به معناى طبيعت و سرشت همچون :
نهم ( پرخور گرديد ) .
ظرف ( رقّت و باريكى پيدا نمود ) كرم ( باكرم بود ) شرف ( صاحب شرافت و بزرگى شد ) .
2 - فعليكه بروزن افعللّ ( بتخفيف لام اوّل و تشديد لام دوّم ) باشد مانند :
اقشعّر ( پوست بدنش از ترس يا از سرما در هم فرورفت ( اطمأنّ ( آرام و مستقرّ گرديد ) .
3 - فعليكه بروزن افعنلل و شبيه به اقعنسس باشد مانند : احرنجم ( ازدحام و اجتماع كرد ) .
4 - آنچه به افعللّ و افعنلل ملحق است همچون اكوهدّ ( جوجه تكان