تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
فضمّه ( بلا منازعه ) فى ذلك ، اى بلا خلاف نحو « تعلّم العلم » و « تدحرج فى الدّار » لانّه لو لم يضمّ لا لتبس بالمضارع المبنىّ للفاعل و كذا يضمّ الثّانى التّالى ما اشبه تاء المطاوعة نحو تكبّر و تخيّر . ترجمه و شرح : مصنّف گويد : و حرف متّصل به آخر را از فعل مضارع مفتوح قرار بده مانند : ينتحى كه در آن ينتحى گفته مىشود . شارح گويد : ضمير منصوبى در « اجعله » به حرف متّصل به آخر راجع است و حاصل آنكه : در فعل مضارع مجهول مىبايد پس از مضموم نمودن حرف اوّل ، حرف متّصل به آخر را مفتوح ساخت مانند ينتحي كه وقتى آن را مجهول نموده و فاعلش را نام نبرديم ، ينتحى مىگوئيم و نيز مانند يضرب و يدحرج و يستخرج كه مجهول ، يضرب و يدحرج و يستخرج مىباشند . سپس مصنّف گويد : حرف دوّمى كه پهلوى تاء مطاوعه واقع است همچون حرف اوّل قرارش بده بدون اينكه در آن نزاع و اختلافى باشد . شارح گويد : مقصود اينست كه در فعل مجهول بعد از آنكه حرف اوّل را مضموم نمودى حرف دوّم را كه بعد از تاء مطاوعه واقعست مانند حرف اوّل مضمومش بكن و در اين حكم هيچ اختلافى بين حضرات نمىباشد مانند : تعلّم العلم ( علم آموخته شد ) و تدخرج فى الدّار ( غلطيده شد در خانه ) . در « تعلّم » و « تدخرج » بعد از مضموم كردن « تاء مطاوعه » عين و دال را نيز مضموم نموديم همانطورى كه حرف اوّل را مضموم كرده‌ايم و دليل آن اينست كه :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 761 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى