تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
صورتى كه ماضى باشد علاوه برآن حرف متّصل به آخر را نيز لازم است كسره بدهيم همچون : وصل و دحرج كه ايندو در اصل « وصل » و « دحرج » بوده‌اند . قوله : و التّعبير به : ضمير در « به » به « النّائب عن الفاعل » راجع است . قوله : لشموله للمفعول به و غيره : ضمير در « لشموله » به « النّائب عن الفاعل » برمىگردد و مقصود از « غيره » غير مفعول به از قبيل حال و تميز و جارّ و مجرور و ظرف و امثال اينها مىباشد چه آنكه اين كلمات نيز گاهى از فاعل نابت مىكنند پس اطلاق اسم « نائب فاعل » برآنها صحيح است در حالى كه كلمه « مفعول ما لم يسم فاعله » به اينها قابل صدق نمىباشد زيرا فرض اينستكه اينها مفعول نمىباشند . قوله : و لصدق الثّانى : مقصود از « ثانى » تعبير ثانى يعنى مفعول ما لم يسم فاعله مىباشد و اين عبارت شارح اشاره است به وجه دوّم براى احسن بودن تعبير اوّل از تعبير دوّم . قوله : و ليس مرادا : كلمه « واو » حاليه بوده و ضمير در « ليس » به « صدق ثانى » راجع است . قوله : ان كان موجودا : منصوبات از نظر نيابت از فاعل بردو گونه‌اند : الف : پاره‌اى از منصوبات هستند كه مطلقا نيابتشان از فاعل جايز نيست چه مفعول به در كلام باشد و چه نباشد همچون . مفعول دوّم باب علمت و مفعول سوّم باب اعلمت و مفعول به و مفعول معه . ب : دسته‌اى ديگر از منصوبات هستند كه در صورت مفعول به نيابتشان از فاعل جايز نبوده و اگر مفعول به در كلام نباشد مىتوانند از فاعل نيابت كنند همچون بقيّه منصوبات ، پس اگر مفعول به در كلام موجود باشد نيابت از فاعل براى آن متعيّن است . قوله : فيما له : ضمير در « له » به فاعل راجع است . قوله : من رفع الخ : بيان است براى « ماء موصوله » در « فيما له » .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 758 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى