تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
متّصل باشد . شارح گويد : مانند : هند قامت ( هند ايستاد ) . شاهد در « قامت » است كه به آن تاء تأنيث ملحق شده و اين الحاق لازم است زيرا : اوّلا : فعل بمؤنّث اسناد داده شده و آن ضمير « هى » است كه فاعلش مىباشد . ثانيا : ضمير مزبور بفعل متّصل است چه آنكه ضمير « هى » اگرچه منفصل است ولى تا ما دامى كه مستتر باشد متّصل محسوب مىگردد . و اين مثال ، شاهد است براى موردى كه مرجع ضمير فاعلى مؤنّث حقيقى باشد زيرا هند چنين است . و نيز مانند : الشّمس طلعت ( خورشيد درخشيد ) . شاهد در « طلعت » است كه به آن تاء تأنيث ملحق شده و اين الحاق لازم است زيرا دو شرط فوق الذّكر موجود و فراهم مىباشند . و اين مثال ، شاهد است براى موردى كه مرجع ضمير فاعلى مؤنّث مجازى باشد چه آنكه شمس چنين است . سپس شارح گويد : بخلاف موردى كه ضمير مؤنّث فاعلى منفصل از فعل باشد كه در اينفرض الحاق تاء بفعل لازم نيست مانند : هند ما قام الّا هى ( نايستاد مگر تنها هند ) . شاهد در « قام » است كه ضمير فاعلى آن كه « هى » است اگرچه مؤنّث است ولى بين آن و فعل چون كلمه « الّا » فاصله شده لازم نيست فعل را به صيغه تأنيث بياوريم لذا در مثال مذكّر آورده شده بايد توجّه داشت كه گاهى تاء از فعليكه بضمير مؤنّث متّصل است و مىبايد ذكر شود حذف مىگردد و اين معنا در اشعار اتّفاق افتاده و البتّه شاذّ و نادر است چنانچه عنقريب خواهد آمد .