و نيز مانند :
اعلم زيد عمروا بشرا كريما ( فهماند زيد بعمرو كه بشر كريم مىباشد ) .
شاهد در « اعلم » است كه بواسطه همزه باب افعال بسه مفعول يعنى « عمروا » و « بشرا » و « كريما » متعدّى شده است .
سپس مصنّف گويد :
و آنچه براى دو مفعول « علمت » ثابت است بطور مطلق براى مفعول دوّم و سوّم اين باب نيز حتمى مىباشد .
شارح گويد :
مقصود آنست كه آنچه براى دو مفعول علمت و نظائر آن مانند ظننت ثابت است مثل الغاء و تعليق فعل از دو يا يكى از دو مفعول بواسطه دليل و قرينه نسبت به مفعول دوّم و سوّم از مفاعيل اين باب ثابت مىباشد مانند قول برخى از اهل لسان :
البركة اعلمنا اللّه مع الاكابر
( خداوند متعال بما فهماند كه بركت ملازمت با اكابر و بزرگان است ) .
شاهد در « اعلم » است كه بواسطه قرار گرفتن بين مفعول دوّم يعنى « البركة » و مفعول سوّمش كه « مع الاكابر » باشد از عمل ملغى گرديده است همانطورى كه افعال دومفعولى اين باب در صورت وساطت بين مفعول اوّل و دوّم از عمل ملغى مىشوند .
و همچنين مانند آنچه در قول شاعر آمده :
و انت اراني اللّه امنع عاصم * و ارأف مستكفى و اسمح واهب
يعنى : خداوند متعال به من نشان داد كه تو منعكنندهتر و نگاهدارندهتر و مهربانتر و كفايتكنندهتر و بخشندهترين بخشندهگان مىباشى .
شاهد در « ارى « است كه بين مفعول دوّم يعنى « انت » و مفعول سوّم يعنى « امنع » قرار گرفته از اينرو از عمل نمودن ملغى گرديده است .