بواسطه علائم مذكور فعل آشكار و كشف شده و از دو قسم ديگر يعنى اسم و حرف امتياز پيدا مىنمايد .
سپس مىافزايد :
مصنّف كلمه « ينجلى » را متعلّق « بتا » كه جارّ و مجرور است و در متن آمده قرار داده يعنى و ينجلى الفعل بتاء الخ .
اشكال و جواب
امّا اشكال :
اينكه علائم مزبور را مصنّف از مختصّات فعل دانست كلّيّت نداشته بلكه برخى از آنها همچون نون تأكيد در غير فعل نيز ديده شده چنانچه در شعر ذيل چنين است :
اريت ان جائت به املودا * مرجّلا و يلبس البرودا
و لا يرى مالا له معدودا * اقائلنّ احضروا الشّهودا
يعنى : خبر ده من را اگر آن زن بياورد جوان ظريف و نازكبدنى را كه مويهايش را شانه نموده و لباس برد يمانى بتن كرده و داراى ثروت و مالى است غير قابل شمردن و با آن ازدواج نمايد آيا تو البتّه البتّه گوينده اين عبارت « احضروا الشّهود » هستى يا آنكارانكارى دارى .
شاهد در كلمه « قائلنّ » است كه اسم فاعل بوده ولى معذلك با نون تأكيد آمده است .
و امّا جواب :
شارح مىگويد :
دخول نون تأكيد براسم فاعل در اين شعر مضرّ نبوده و باختصاص داشتن نون تأكيد به فعل لطمهاى وارد نمىكند زيرا الحاق نون به اسم فاعل از باب ضرورت شعرى است و اين گونه از موارد موجب هدم قاعده نمىگردد .
قوله : فانّها متحرّكة بحركة الاعراب : ضمير در « فانّها » به تاء متحرّكه لا حق به