مصنّف گويد :
مانند مرّ بالّذى مررت فهو برّ .
مؤلّف گويد :
شاهد در « به » است كه از اينمثال حذف شده و تقديرش طبق گفته شارح : مرّ بالّذى مررت به مىباشد چه آنكه ضمير مجرور به وسيله « باء » حرف جرّ مجرور شده كه به معناى الصاق بوده و متعلّق است به فعل مررت و بدينوسيله از نظر لفظ و معنا و متعلّق با حرفى كه « الّذىّ » را جرّ داده مطابق است .
سپس شارح گويد :
بنابراين اگر ضمير به غير حرفى كه موصول را جرّ داده مجرور شود و لفظ جارّ در ايندو باهم متفاوت باشد مانند : مررت بالّذى غضبت عليه .
يا از نظر معنا باهم فرق داشته باشند نظير مررت بالّذى مررت به على زيد .
يا از حيث متعلّق با يكديگر متغاير باشند همچون مررت بالّذى فرحت به .
حذف عائد در هيچيك از اين سه مورد جايز نمىباشد چه آنكه در مثال اوّل حرفى كه ضمير را جرّ داده « على » بوده و جارّ موصول « با » مىباشد و ايندو از نظر لفظ باهم فرق دارند فلذا حذف « عليه » جايز نيست .
و در مثال دوّم باء داخل بر « الّذى » به معناى الصاق بوده و بائى كه برضمير درآمده به معناى سببيّت است از اينرو حذف « به » جايز نمىباشد .
و در مثال سوّم متعلّق « بالّذى » مررت و متعلّق « به » فرحت است و چون ايندو از نظر متعلّق با يكديگر متفاوتند حذف « به » جايز نمىباشد .
قوله : باضافته اليه : ضمير در « اضافته » به وصف و در « اليه » به ضمير راجع است .
قوله : فان جرّ به غير ما جرّ الخ : ضمير در « جرّ » به ضمير عائد راجع است .
متن : « 106 »
ال حرف تعريف او اللّام فقط * فنمط عرّفت قل فيه النّمط