فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر كسى دست فرعى و زائد بر اصلى را قطع نمود موظّف است حكومت و ارش بپردازد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
تميز و تشخيص دست اصلى از فرعى به اينست كه :
دست فرعى فاقد قوّه بوده يا اگر واجد آن باشد بمراتب ضعيفتر از دست اصلى است و نيز از جانب و سمت طبيعى مايل بوده و منحرف مىباشد و همچنين خلقتش ناقص بوده و لو نقصان مزبور به اين باشد كه انگشتان در آن كمتر از تعداد متعارف و معمولى باشد .
حال اگر دو دست فرعى و اصلى در تمام خصوصيّات و مشخّصات مذكور با هم متساوى بودند يعنى هردو واجد قوّت بوده و ضعف در هيچ يك مشاهده نشده و از جانب و سمت طبيعى انحراف و ميلى نداشته و نقصان در هيچكدام ديده نشود حكم اينست كه يكى از آنها بطور لاعلى التّعيين زائده مىباشد لاجرم قطع هردو موجب ثبوت ديه باضافه ارش مىباشد .
برخى از علماء فرمودهاند :
قطع دست زائد و فرعى موجب ثبوت ثلث ديه دست اصلى است ازاينرو اگر جانى هردو را قطع كرد يك ديه و ثلث آن بعهدهاش ميآيد .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
و اگر جانى يكى از آن دو را قطع نمود در آن دو احتمال مىباشد :
احتمال اوّل : آنكه بگوئى به عهده جانى نصف ديه دست و نيمى از
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 266
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٦