لزوم حفاظت از شتر مست و سگ گزنده
ولى اگر مالك از حال آنها بىاطّلاع بود يا بخوصيّات و حالاتشان اطّلاع داشت ولى در حفاظت آنها تفريط نكرد ضمانى در عهدهاش نمىباشد .
سپس مىفرماين :
و در الحاق گربهاى كه به شكار كردن حريص است به ايندو دو قول مىباشد .
قول اوّل : آنكه گربه مزبور نيز به ايندو حيوان ملحق بوده بنابراين اگر شخصى آن را حفاظت نكند و در نتيجه مال مردم را تلف كند شخص ضامن است چه آنكه تلف مستند به تفريط او بوده لاجرم ذمّهاش مشغول مىباشد .
قول دوّم : آنكه گربه را نميتوان به دو حيوان ياد شده ملحق دانست زيرا عادتا و عرفا گربه را نمىبندند بخلاف آن دو ، پس تفريطى از جانب شخص حاصل نشده تا ضمان بر عهدهاش بيايد .
ولى از نظر ما قول اوّل اجود و پسنديدهتر است .
بلى ، قتلى گربه مزبور البته جايز است و ضمانى بر متلف نمىباشد .
قوله : البعير المغتلم اى الهايج شهوة الضّراب : يعنى شترى كه شهوت و تمايلش بر جستن روى مادهها به هيجان آمده باشد .
قوله : على مالكه : ضمير در [ مالكه ] به كلّ واحد من البعير و الكلب راجع است و كلمه [ على مالكه ] متعلّق است به [ يجب حفظ ] .
قوله : فيضمن ما يجنيه بدونه : ضمير فاعلى در [ يضمن ] به مالك راجع بوده ضمير فاعلى در [ يجنيه ] به كلّ واحد من البعير و الكلب راجع است و ضمير مفعولى بماء موصوله و ضمير مجرورى در [ بدونه ] بحفظ برمىگردد .