اينكه مصنّف عليه الرّحمه اين قول را به صورت [ قيل ] حكايت فرمود دلالت دارد بر تضعيف آن در حالى كه مرحوم علامه به آن قطع پيدا كرده و از نظر ما نيز رأى مزبور حسن و نيكو مىباشد و وجهى براى تضعيف آن وجود ندارد زيرا فرض آن است كه القاء در آب موجب ضمان است همان طورى كه اين معنا از تعليل مذكور به خوبى برمىآيد .
سپس مىفرماين :
و همچنين اختلاف است در صورتى كه شخص پيش از رسيدن به آب طعمه ماهى گردد چه آنكه قائلين بضمان و لزوم قصاص مىفرماين :
القاء در دريا بحسب عادت و عرف اتلاف محسوب مىشود لاجرم مجرّد القاء در دريا سبب قصاص است .
و كسانى كه قصاص را منتفى مىدانند مىفرماين :
ملقى قصد اتلاف به اين نوع را نداشته و بحسب اتّفاق چنين پيش آمدى رخ داده بنابراين وى را قصاص نمىتوان كرد ، بلى البته ضامن ديه مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
به نظر ما رأى اوّل اقوى مىباشد و ملقى را بايد قصاص كرد .
قوله : بعيدة القعر : يعنى عميق و گود .
قوله : بحيث يقتل وقوعها غالبا : ضمير در [ وقوعها ] به بئر راجع است .
قوله : او قصده : ضمير منصوبى به قتل راجعست .
قوله : الى المرور عليها : ضمير در [ عليها ] به بئر راجعست .
قوله : مع جهالته بها : ضمير در [ جهالته ] به غير راجع بوده و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 40
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠