جنايت و قصاص محفوظ مىباشد و به زيادى و نقصان منفعت در هريك ديگر اعتناء و التفاتى نيست چنانچه دست قوى را در مقابل جنايت بر دست ضعيف قطع مىكنند همانطورى كه چشم صحيح را در مقابل چشمى كه اعشى است يعنى در شب نمىبيند و به اصطلاح شبكور مىباشد قصاص مىنمايند و همچنين زبان فصيح را در مقابل غيرش استيفاء مىنمايند .
بلى ، آلتى كه صحيح است در مقابل عنين قطع نميگردد ولى عكسش جايز است يعنى آلت عنين را در مقابل صحيح قطع مىكنند .
قوله : ذكر المختون بالاغلف : مقصود از [ مختون ] ختنه شده و از اغلف خلاف آن مىباشد .
قوله : و الفحل بمسلول الخصيتين : منظور از [ مسلول الخصيتين ] كسى است كه دو بيضه او را كشيده و بدين ترتيب محلّ تكّون نطفه كه در بيضه چپ مىباشد از بين رفته و مراد از [ فحل ] خلاف آن مىباشد .
متن :
و في الخصيتين و في إحداهما القصاص إن لم يخف بقطع الواحدة ذهاب منفعة الأخرى ، فإن خيف فالدية ، و لا فرق في جواز الاقتصاص فيهما بين كون الذكر صحيحا و عدمه ، لثبوت أصل المماثلة .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و نيز در جنايت بر بيضتين و بر يكى از آن دو نيز قصاص مشروع است مشروط به اينكه قصاص يكى از آن دو موجب خوف زوال منفعت ديگرى باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 260
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٠